{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ استاد پرستویی...این متن واقعا اشکمو درآورد..حتما بخونید

‌ استاد پرستویی...این متن واقعا اشکمو درآورد..حتما بخونید..: (



دیروز به مادرم زنگ زدم بعد از مرگش تلفن ثابت خانه‌اش را جمع نکردیم ...
نمی‌خواهم ارتباطمان قطع شود.
هروقت دلم هوایش را می‌کند بهش زنگ می‌زنم...
تلفنش بوق می‌زند ... بوق می‌زند ... بوق می‌زند ...
وقتی جواب نمی‌دهد با خودم فکر می‌کنم
یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است...
الان چند سال می‌شود هروقت دلم هوایش را می‌کند دوباره زنگ می‌زنم.
شماره “بیرون” را هم ندارم زنگ بزنم بگویم:”
به مادرم بگید بیاد خونه‌اش، دلم براش تنگ شده....
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته “بیرون” ...
امروز بهش زنگ بزن ...
برو پیشش ...
باهاش حرف بزن ...
یک عالمه بوسش کن ...
صورتتو بچسبون به صورتش ...
محکم بغلش کن...
بگو که دوستش داری ...
وگرنه وقتی بره” بیرون” خیلی باید دنبالش بگردی ...
باور کنید “ بیرون” شماره ندارد ...


تقدیم به همه مادرای گل سرزمینم ...❤❤❤
دیدگاه ها (۸)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط