{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر

می شوی حتی "خودم"، حتی ز "خود" هم، خویش تر

 

هرچه دنیا می تواند بعد از این زخمم زند

زخم دنیا "زهر عقرب"، خنده ات هم نیشتر

 

بعد از این تنها تو را، چشمم تماشا می کند

می شود چشمان من حتی از این درویش تر

 

من فقط افسوس این را می خورم، اینکه چرا

آشنا با من نبودی از زمانی پیش تر؟

 

عاشقی را ما به شکل دیگری معنا کنیم

"عقل" و "دل" همراه با هم، مصلحت اندیش تر

 

گرچه عشقی این چنین را بر نمی تابد جهان

من شنیدم: هرکه بامش بیش، برفش بیش تر

 

چند ماهی دیگر از خدمت نمانده، بعد از آن

خطبه عقدی می کند ما را به هم، همخویش تر
دیدگاه ها (۱)

تا نگاهم بکنی از هیجان خواهم مردهر که با چشم خود آدم بکشد قا...

نمیدانم دنیا فرق ڪردہ یا چشمهاے من ،دنیایے ڪہ با چشمهاے ڪودڪ...

دلم همیشه پر است از زمانه ی تلخکه لحظه لحظه می دهدم یک نشانه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

پارت ۷ : دعوت دوباره تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط