{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیتهای نارنجی

بیت‌های نارنجی 🏮

تنها بود
تنها و بی‌کس
هیچ‌کس را نداشت
مسخره‌اش کردند
خندید
طردش کردند
لبخند زد
تبعیدش کردند
چیزی نگفت
او را کُشتند
تا جایی که خاکسترش ناپدید شد
و باز هم مهربان بود
مهربان بودن بی‌نهایت
برایش تنهایی بی‌نهایت داشت
او این را می‌دانست
و هرگز گله‌ای نکرد ...

_ بیت‌های نارنجی _
دیدگاه ها (۹)

بیت‌های نارنجی 🏮انگار می‌دانست که مأموریت آخرش استو برگشتی د...

بیت‌های نارنجی 🏮نگاهش سنگین بودخیلی سنگینسعی کرد فرار کندبه ...

بیت‌های نارنجی 🏮بعد از پنج سال ...او برگشته بودبی هیچ ردیناپ...

بیت‌های نارنجی 🏮خوب نبود اصلاً و ابداًحالش وخیم بوداما باز ت...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۶بلاخره شب شد یک شب پر از چراغ های...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۴دخترک همچنین با لحن مهربانی و دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط