دلِ من لَک زده ، از دوری تو آب شده
دلِ من لَک زده ، از دوری تو آب شده
نبض قلبم به نفس های تو بیتاب شده
این دل ساده من،بسکه برایت زده شور
دل ِمن سنگ نمک،گشته و کمیاب شده
چون فشارم همه شب ،تا به ثُریا رفته
قلب من سکته زده، وصلهِ ناباب شده
بسکه چشمم به همه ،درد دلش را گفته
درد های دل من ، چون پل نواب شده
شب شد و من،تا به سحربیخوابم
اشک درچشم ترم،مانده ومُرداب شده
پیرمردی بمن از،رویِ نصیحت میگفت
به جهان عهد و وفا ، گوهر نایاب شده
من زبانم شده بند و،نگهم مانده به راه
مثل ماهی که دهن ،بندِ به قلاب شده
ای خدا قلب مرا،تشنه عشقی تو نکن!
تا بفهمم که دلم ،سالم و شاداب
نبض قلبم به نفس های تو بیتاب شده
این دل ساده من،بسکه برایت زده شور
دل ِمن سنگ نمک،گشته و کمیاب شده
چون فشارم همه شب ،تا به ثُریا رفته
قلب من سکته زده، وصلهِ ناباب شده
بسکه چشمم به همه ،درد دلش را گفته
درد های دل من ، چون پل نواب شده
شب شد و من،تا به سحربیخوابم
اشک درچشم ترم،مانده ومُرداب شده
پیرمردی بمن از،رویِ نصیحت میگفت
به جهان عهد و وفا ، گوهر نایاب شده
من زبانم شده بند و،نگهم مانده به راه
مثل ماهی که دهن ،بندِ به قلاب شده
ای خدا قلب مرا،تشنه عشقی تو نکن!
تا بفهمم که دلم ،سالم و شاداب
- ۶۳۵
- ۱۱ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط