{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کتاب

#کتاب
خیلی گریه کردم. برای همه چیز گریه کردم.
برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم برای حماقت‌های ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر می‌کردم هرگز گم نمی شوند.
از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم.
در تمام پاریس اشک ریختم، و برای تمام زندگی‌ام گریه کردم...
#نویسنده: #آنا گاوالدا
دیدگاه ها (۱)

+داری رویاهاتو زندگی میکنی؟!

یک چیزهایی هست که شما هیچ وقت نخواهید فهمید.چیزهای به ظاهر ک...

🔸 تو می تونی بهم بگی بذارش کناراما نمی تونی بگی دوستش نداشته...

#با_دلبرببین، بیا بریم از کنار کلیسای وانک راه بیفتیم، آروم ...

§My Ex§ P : 2_______¥_______¥_______¥_______¥_______¥_______...

مقدمه رمانم

خلاصه زندگی دارک فلاورد از زبان خودش:یادم نمیاد دوستی تو زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط