نمیدانستم چه کنم اما پدرم گفت دلت برای شوهرعمهات نسوزد.
نمیدانستم چه کنم اما پدرم گفت دلت برای شوهرعمهات نسوزد. مگر او وقتی چنین بلایی سرت میآورد دلش برایت سوخت؟ خب راست میگفت، باید این حکم اجرا میشد تا درس عبرتی برای دیگران شود. برای همین به تهران آمدیم و تصمیم گرفتم هرطور شده حکم را اجرا کنم. هنوز هم نمیدانم چرا شوهرعمهام این کار را با من کرد. حتی خودش هم تا حالا نگفته که انگیزهاش چه بوده. حالا که او بیناییاش را از دست داده و قصاص شده شاید درک کند که من در این چند سال چه کشیدهام
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
- ۲۱۳
- ۰۳ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط