{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم عمرم را

می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک آسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم .
دیدگاه ها (۴)

ﻋﺎﺷـــــــــــﻖ ﺷﺪﻥ ﭼﯿﺰ ﺳـــــــــﺎﺩﻩ ﺍﯾﺴﺖ.… ﺁﻧﻘــــــــــﺪﺭ...

تمام هوارا بو خواهم کشید چشم میدوزم... زل میزنم..... انگش...

ﻣﻦ ﺑﺎ ﻳﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺭﺋﻴﺲ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﻡ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...

آدم هایی که میدانند چه میخواهند را دوست دارم...! آدم هایی که...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط