part
part.49.
راستش این اولین بارشه که واقعا عاشق شده..
سه جو..موافقم همیشه وقتی مسته درباره ی مشکلات زندگیش میگه ما هم وانمود می کنیم مسته و وقتی بیدار میشه وانمود می کنیم که یادمون نیست که راحت باشه..
+..اما این بار فهمیدیم میدونسته که میدونیم و فقط درباره ی شما صحبت کرد نزدیک ۵ ساعت بود که گوش کردیم ..
سه جو..این که اینجوری بهتون گفته به فنا دادن تلاش های ۸ ساله ما و خودشه..
شوگا..الان گفتی چند سال ..
+..۸ ساله که سه هو عوض شده یکم از سردی کم شده..
سه جو..با اینکه متوجه شده بودم فک میکردم فقط من اینو حس می کنم ..
جیمین..یعنی شما باهم هماهنگ نکردین که اینارو بگین ..
سه جو..بخدا نمیگم دوسنتم که جی یونم می دونه..
+..منم نمی دونستم که سه جو هم میدونه..
تهیونگ .. منم شاهد سه جو..
_.. منم شاهد جی یون..
جیمین..اوکی حله..
شوگا ..نامجون برنامت چیه..
+..ایگو نه منظورتون اینه نبود که توی رودربایستی بمونین مافقط جواب سوال تونو دادیم هیچ ربطی نداره و این حرفا هیچیو مشخص نمی کنه چون چیزی که مهمه حرف قلبتونه ..
_..ی لحظه وقتی سه هو شی قربون صدقه ی نامجون میشده تو گوش میکردی..
+..تو از کجافهمیدی که قربون صدقه میشده..
_.. حدس زدم الان جواب سوالمو بده..
+..نگران نباش جز تو یکی دیگه هم هست که هواسش هست درباره ی نامجون شی حرف نزنم..
_.. خدایا شکرت ..
تهیونگ ..سه جو تو هم..
سه جو..نه بابا فک کردی سه هو شی میزاره ما حرفی بزنیم ..
تهیونگ ..یادم باشه ازش تشکر بکنم..
+..نه نکن اگه بفهمه اینارو هم گفتیم مارو جدیجدی می کشه ..
_ .. ما رو برای شام آوردین شامتون کو..
جیهوپ..امادس ولی یکی از دخترا بره سه هو رو بیدار کنه..
+.سه جو هم زمان..نه ممنون..
_ ..انقدر می ترسید..
+..مارو بی خیال شین ..
جین..پس جونگ کوک..
+..هفت نفرین چرا جونگ کوک ها..
شوگا..پس تهیونگ..
سه جو.. راه نداره خودت برو..
راستش این اولین بارشه که واقعا عاشق شده..
سه جو..موافقم همیشه وقتی مسته درباره ی مشکلات زندگیش میگه ما هم وانمود می کنیم مسته و وقتی بیدار میشه وانمود می کنیم که یادمون نیست که راحت باشه..
+..اما این بار فهمیدیم میدونسته که میدونیم و فقط درباره ی شما صحبت کرد نزدیک ۵ ساعت بود که گوش کردیم ..
سه جو..این که اینجوری بهتون گفته به فنا دادن تلاش های ۸ ساله ما و خودشه..
شوگا..الان گفتی چند سال ..
+..۸ ساله که سه هو عوض شده یکم از سردی کم شده..
سه جو..با اینکه متوجه شده بودم فک میکردم فقط من اینو حس می کنم ..
جیمین..یعنی شما باهم هماهنگ نکردین که اینارو بگین ..
سه جو..بخدا نمیگم دوسنتم که جی یونم می دونه..
+..منم نمی دونستم که سه جو هم میدونه..
تهیونگ .. منم شاهد سه جو..
_.. منم شاهد جی یون..
جیمین..اوکی حله..
شوگا ..نامجون برنامت چیه..
+..ایگو نه منظورتون اینه نبود که توی رودربایستی بمونین مافقط جواب سوال تونو دادیم هیچ ربطی نداره و این حرفا هیچیو مشخص نمی کنه چون چیزی که مهمه حرف قلبتونه ..
_..ی لحظه وقتی سه هو شی قربون صدقه ی نامجون میشده تو گوش میکردی..
+..تو از کجافهمیدی که قربون صدقه میشده..
_.. حدس زدم الان جواب سوالمو بده..
+..نگران نباش جز تو یکی دیگه هم هست که هواسش هست درباره ی نامجون شی حرف نزنم..
_.. خدایا شکرت ..
تهیونگ ..سه جو تو هم..
سه جو..نه بابا فک کردی سه هو شی میزاره ما حرفی بزنیم ..
تهیونگ ..یادم باشه ازش تشکر بکنم..
+..نه نکن اگه بفهمه اینارو هم گفتیم مارو جدیجدی می کشه ..
_ .. ما رو برای شام آوردین شامتون کو..
جیهوپ..امادس ولی یکی از دخترا بره سه هو رو بیدار کنه..
+.سه جو هم زمان..نه ممنون..
_ ..انقدر می ترسید..
+..مارو بی خیال شین ..
جین..پس جونگ کوک..
+..هفت نفرین چرا جونگ کوک ها..
شوگا..پس تهیونگ..
سه جو.. راه نداره خودت برو..
- ۴.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط