اولین روز باران را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم
اولین روز باران را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی ومجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش وچالمان نرود دو قدم از هم دور تر راه برویم . . . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...
- ۹۰۳
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط