ویو صبح
ویو صبح
ا/ت و جیمین صبح بیدار شدن و صبحانه خوردن
+عشقم من میرم کمپانی مراقب خودت باش
_من فکر کردم مرخصی داری😳
+هر روز که مرخصی ندارم جوجه
_هههه باشه برو مراقب باش
+چشم . خداحافظ
_بای
ویو ا/ت
الان ساعت۸ صبحه و من حوصلم سر رفته
یعنی میتونم چیکار کنم
امممم.....
فهمیدم یه سر به لیانا بزنم (لیانا دوست ا/ته)
وایستا یه زنگ بهش بزنم
علامت لیانا:&
&سلام دوست جونی
_سلامممم
&خوبی عشگممم
_آرهههه میخوام بیام خونت
&عه چه خوب بیا
_باشه پس من از جیمین اجازه میگیرم بعد یه ساعت دیگه میرسم
&اوکی باییی
_بایییی
پایان تلفن🙇♀️
خب حالا هم یه زنگ به جیمین بزنم ببینم اجازه میده
_سلام چاگی
+عه هنوز نیم ساعت نشدن دلت برام تنگ شد؟؟
_ههه میگم میشه برم خونه لیانااا
+حالا که دختر خوبی بودی و اجازه گرفتی ..... باشه
_هورااا مرسییییی. ولی منو بچه فرض کردی؟؟
+باشه بابا خدافظ
_بای
ویو خونه لیانا
& وای اون پسره خیلی کراشه
_نه بابا کجاش کراشه
&تو که شوهر داری من دارم از درد سینگلی میمیرم
_هههه باشه
من دیگه برم لیانااا
&نه بابا حالا بمون دیگه
_نه دیگه میرم خونه
&باشه هرطور راحتی
_بای
&بایی
ویو ا/ت
لیانا که گفت سینگلی یاد چند ماه پیش افتادم که تهیونگ گفت ار لیاانا خوشش اومده
یجوری باهم مچشون میکنم
وایستا به جیمین زنگ بزنن هماهنگ کنم
_هلووو
+سلام عشقم
_میگم پسرا کی میان؟
+الان ساعت دوازدهه تا سه میایم
_آهان. بعد یه چیزی
+جان
_میگم تهیونگ هنوز از لیانا میگه؟
+اممم آره چطور؟
_فکر کنم بتونم یکاری براش بکنم
+عه واقعا ... چیکار؟
_امروز که پسرا میان بگم لیانا هم بیاد بعد سعی کنیم یکاری کنیم که باهم صحبت کنن
+فکر خوبیه
_باشه پس من برم سوشی رو درست کنم ه لیانا هم زنگ بزنم بگم بیاد
+باشه گوگولی. منم با پسرا میگم که یکاری کنن که بهم نزدیکتر شن
_اوکی بای
+بای
ویو جیمین
ادامه دارد.....
شرط
۵ لایک
ا/ت و جیمین صبح بیدار شدن و صبحانه خوردن
+عشقم من میرم کمپانی مراقب خودت باش
_من فکر کردم مرخصی داری😳
+هر روز که مرخصی ندارم جوجه
_هههه باشه برو مراقب باش
+چشم . خداحافظ
_بای
ویو ا/ت
الان ساعت۸ صبحه و من حوصلم سر رفته
یعنی میتونم چیکار کنم
امممم.....
فهمیدم یه سر به لیانا بزنم (لیانا دوست ا/ته)
وایستا یه زنگ بهش بزنم
علامت لیانا:&
&سلام دوست جونی
_سلامممم
&خوبی عشگممم
_آرهههه میخوام بیام خونت
&عه چه خوب بیا
_باشه پس من از جیمین اجازه میگیرم بعد یه ساعت دیگه میرسم
&اوکی باییی
_بایییی
پایان تلفن🙇♀️
خب حالا هم یه زنگ به جیمین بزنم ببینم اجازه میده
_سلام چاگی
+عه هنوز نیم ساعت نشدن دلت برام تنگ شد؟؟
_ههه میگم میشه برم خونه لیانااا
+حالا که دختر خوبی بودی و اجازه گرفتی ..... باشه
_هورااا مرسییییی. ولی منو بچه فرض کردی؟؟
+باشه بابا خدافظ
_بای
ویو خونه لیانا
& وای اون پسره خیلی کراشه
_نه بابا کجاش کراشه
&تو که شوهر داری من دارم از درد سینگلی میمیرم
_هههه باشه
من دیگه برم لیانااا
&نه بابا حالا بمون دیگه
_نه دیگه میرم خونه
&باشه هرطور راحتی
_بای
&بایی
ویو ا/ت
لیانا که گفت سینگلی یاد چند ماه پیش افتادم که تهیونگ گفت ار لیاانا خوشش اومده
یجوری باهم مچشون میکنم
وایستا به جیمین زنگ بزنن هماهنگ کنم
_هلووو
+سلام عشقم
_میگم پسرا کی میان؟
+الان ساعت دوازدهه تا سه میایم
_آهان. بعد یه چیزی
+جان
_میگم تهیونگ هنوز از لیانا میگه؟
+اممم آره چطور؟
_فکر کنم بتونم یکاری براش بکنم
+عه واقعا ... چیکار؟
_امروز که پسرا میان بگم لیانا هم بیاد بعد سعی کنیم یکاری کنیم که باهم صحبت کنن
+فکر خوبیه
_باشه پس من برم سوشی رو درست کنم ه لیانا هم زنگ بزنم بگم بیاد
+باشه گوگولی. منم با پسرا میگم که یکاری کنن که بهم نزدیکتر شن
_اوکی بای
+بای
ویو جیمین
ادامه دارد.....
شرط
۵ لایک
- ۳۲۳
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط