{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part7
عشق و درد
.
ویو ات
صبح با سر درد بدی از خواب بیدار شدم.
رفتم پایین یه چیز از تو یخچال برداشتم داشتم برمیگشتم تو اتاقم که بهو دیشب یادم اومد.
پشت سرم نگاه کردم اعضا رو دیدم از شدت خجالت دوییدم سمت اتاقم.
.
جین:فک کنم دیشب یادش اومد.
شوگا:فک کنم کوک دوسش داره
کوک:🍅🍅
جیمین: نه با با اون همچین آدمی نیس.
شوگا: آخه نگاش کن شده گوجه😂😑😐
نامجون: یااااا واقعا دوسش داری؟
کوک:(سرشو به معنی آره تکون داد)
وی: وایییی باورم نمیشه🤧
شوگا: دیدی گفتم😎
جیهوپ : خب کی بهش میگی؟
کوک: نمیدونم.
جیهوپ: ب نظرم ججوری که نفهمه ازش بپرس
کوک: ایده خوبیع
.
پرش زمانی ب فردا
کوک: ات میای بریم کافه
ات: آرع حتما بریم.
رفتن کافه
کوک: میخواستم ازت یه سوالی بپرسم.
ات : بپرس
کوک:......
.
بچه ها قراره براتون ۳ تا پارت طولانی و بدون شرط بزارم.🤧💔
که همش تقصیر یه کسی که اینو به عنوان جایزه برنده شدنش انتخاب کرده‌.😮‍💨😮‍💨😂
میتونید ازش تشکر کنید.😂😂😂
دیدگاه ها (۳۱)

Part8عشق و دردبچه ها دیگه ا.ت رو با این نشون میدم:+کوک: خب خ...

Part9عشق ودرد.ویو ات رفتم تو اتاق لباسام رو گذاشتم تو کمد.بع...

Part۶عشق و دردمکالمه میا و کوکمیا: سلامکوک: ا.ت تویی؟میا: نه...

Part5عشق و دردرسیدیم کمپانی یکی اومد گفت که برم تو اتاق تست ...

ات: سانگ!!سانگ سریع کنار رفت و گفت: من میرم صبحونه اماده کنم...

ایدل من

part 16عشق پنهان 《فردا صبح ویو جونگ کوک》 از خواب بیدار شدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط