دوست پسر من
دوست پسر من
پارت هشتم
_:ا/ت بیا اینجا سریع .
+:دویدم سمت کوکی واقعا یه لحضه احساس آرامش کردم.
_: از تو بعید بود تهیونگ یه مشت بهش زدم افتاد روی زمین .
ا/ت رو بردم تو اتاق و درو قفل کردم .
روش خیمه زدم و (اسمات )
تهیونگ :رفتم پایین نشستم رو مبل دیدم خبری نیست.
+:اومدم بلند شم از دل درد ناخداگاه جیغ کشیدم .
_:خوبی ا/ت ؟
+: اره فقط میبری دلم رو ماساژ بدی .
تهیونگ: دویدم و زدم تو در داد زدم کوک به اون کاری نداشته باش تقصیر من بود.
+:(تو حموم) کوک میدونستی تولدمه ؟
_:نه مبارک باشه :)
اومدیم بیرون و آماده شدیم بریم بیرون .
تهیونگ :درو باز کرد که خیالم راحت شد ولی بلاخره من دیگه عاشقش نیستم میخام با دستای خودم خفش کنم.
+:رفتیم بیرون که......
چطوره ؟
پارت هشتم
_:ا/ت بیا اینجا سریع .
+:دویدم سمت کوکی واقعا یه لحضه احساس آرامش کردم.
_: از تو بعید بود تهیونگ یه مشت بهش زدم افتاد روی زمین .
ا/ت رو بردم تو اتاق و درو قفل کردم .
روش خیمه زدم و (اسمات )
تهیونگ :رفتم پایین نشستم رو مبل دیدم خبری نیست.
+:اومدم بلند شم از دل درد ناخداگاه جیغ کشیدم .
_:خوبی ا/ت ؟
+: اره فقط میبری دلم رو ماساژ بدی .
تهیونگ: دویدم و زدم تو در داد زدم کوک به اون کاری نداشته باش تقصیر من بود.
+:(تو حموم) کوک میدونستی تولدمه ؟
_:نه مبارک باشه :)
اومدیم بیرون و آماده شدیم بریم بیرون .
تهیونگ :درو باز کرد که خیالم راحت شد ولی بلاخره من دیگه عاشقش نیستم میخام با دستای خودم خفش کنم.
+:رفتیم بیرون که......
چطوره ؟
- ۱۷.۴k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط