ᴹʸ ᴹᵃᶠⁱᵃ
ᴹʸ ᴹᵃᶠⁱᵃ
ℙ𝕒𝕣𝕥:⁹
تهیونگ:باورم نمیشه یعنی الان باید ناز اون بچه ی کیوت رو بکشم؟
یونگی:انگاری آره
تهیونگ:تن لشتو جمع کن برو جیمینو بیار یک به یک مساوی به نفع هر دو هم این بچه خوشحال میشه هم تو از اون امگا خوشت اومده
یونگی:باشه میرم حموم بعد میرم
تهیونگ:با سرعت سونیک رفت تو اتاق و دید کوک داره گریه میکنه
تهیونگ:جونگ کوک؟
کوک:برو بیرون مگه نمیگی بوی بد میدمم(گریه)
تهیونگ:نه بوی خیلی خوبی میدی پسرم
کوک:لحظه ای گریش قطع شد اولین باری بود که تهیونگ اینجوری صداش میکنه ولی بازم به گریه هاش ادامه داد و گفت:نمیخوام هیق..برو بیرون
تهیونگ:باور کن بوی خوبی میدی فقط میخواستم برات لباس جدید بگیرم
کوک:بالشتی به سمتش پرت کرد که تهیونگ جاخالی داد و کوک گفت:لباس جدید بخوره تو سرتتتتت احمقققق (داد)
یونگی که پشت در ایستاده بود و گوش میداد درحال خندیدن بود
تهیونگ:با عصبانیت اومد جلو و دوتا مُچ دست کوچیک و باریک جونگ کوک رو گرفت و گفت:بی ادبی نکن بچه تاحالا هیچکس نتونسته اینطوری باهام حرف بزنه نکنه میخوای بمیری
کوک:ولم کن مردک هیچ گوهی نمیتونی بخوریی از روی لج گفت و خیلی کیوت شده بود
تهیونگ:مکثی کرد و گفت:ده دقیقه ی دیگه شام حاضره بچه پر رو
کوک:چشم قره ای رفت و یه لباس پوشید و دوتا دکمه ی اولشو باز کرد و بعد یه شلوار سیاه که روناش مشخص بود پوشید و از پنجره رفت بیرون و پرید پایین و زنگ زد به جنی و گفت:بیاید کوچه پشت امارت
§ویو تهیونگ§
اصلا حواسم به جونگ کوک و گوشیم نبود که با کی حرف زده و دیدم نیومده پس رفتم تو اتاق و دیدم پنجره بازه و جونگ کوک نیس
با عصبانیت اومدم پایین و ماشین آماده بود سوییچ رو گرفتم و از طریق جی پی اسی که به گوشی کوک وصل بود رفتم اونجا
جنی:کوکی مشروبت درصدش بالاااسس کم بخور(با داد گفت چون صدای آهنگ بالا بود)
کوک:۹۸ درصد که چیزی نیستت و به لیوان بزرگ رو سر کشید
اهیون: اوپاااا بیا برقصیمم
کوک:باشه
رفتن و رقصیدن که تهیونگ رسید
تهیونگ:جونگ اینجا چه غلطی میکنییی(داد و عصبی)
کوک:خیلی مست بود و با حالت مستی گفت:بابایی خودتی؟
چان:عامم من چیزی نخوردم که حواسم بهشون باشه ولی شما اومدین
کوک:تهیونگ رو بغل کرد و گفت:دلم برات تنگ شده بود بابایی و سرشو برد تو گردن تهیونگ و خیلی کیوت شده بود تهیونگ:اصبانی بود ولی چیزی نگفت و کوک پاهاشو دورش حلقه کرد و انقدر خورده بود بیهوش شد
خوشگلای عمو جانگ 🐻🍘
لایک:³⁵
ℙ𝕒𝕣𝕥:⁹
تهیونگ:باورم نمیشه یعنی الان باید ناز اون بچه ی کیوت رو بکشم؟
یونگی:انگاری آره
تهیونگ:تن لشتو جمع کن برو جیمینو بیار یک به یک مساوی به نفع هر دو هم این بچه خوشحال میشه هم تو از اون امگا خوشت اومده
یونگی:باشه میرم حموم بعد میرم
تهیونگ:با سرعت سونیک رفت تو اتاق و دید کوک داره گریه میکنه
تهیونگ:جونگ کوک؟
کوک:برو بیرون مگه نمیگی بوی بد میدمم(گریه)
تهیونگ:نه بوی خیلی خوبی میدی پسرم
کوک:لحظه ای گریش قطع شد اولین باری بود که تهیونگ اینجوری صداش میکنه ولی بازم به گریه هاش ادامه داد و گفت:نمیخوام هیق..برو بیرون
تهیونگ:باور کن بوی خوبی میدی فقط میخواستم برات لباس جدید بگیرم
کوک:بالشتی به سمتش پرت کرد که تهیونگ جاخالی داد و کوک گفت:لباس جدید بخوره تو سرتتتتت احمقققق (داد)
یونگی که پشت در ایستاده بود و گوش میداد درحال خندیدن بود
تهیونگ:با عصبانیت اومد جلو و دوتا مُچ دست کوچیک و باریک جونگ کوک رو گرفت و گفت:بی ادبی نکن بچه تاحالا هیچکس نتونسته اینطوری باهام حرف بزنه نکنه میخوای بمیری
کوک:ولم کن مردک هیچ گوهی نمیتونی بخوریی از روی لج گفت و خیلی کیوت شده بود
تهیونگ:مکثی کرد و گفت:ده دقیقه ی دیگه شام حاضره بچه پر رو
کوک:چشم قره ای رفت و یه لباس پوشید و دوتا دکمه ی اولشو باز کرد و بعد یه شلوار سیاه که روناش مشخص بود پوشید و از پنجره رفت بیرون و پرید پایین و زنگ زد به جنی و گفت:بیاید کوچه پشت امارت
§ویو تهیونگ§
اصلا حواسم به جونگ کوک و گوشیم نبود که با کی حرف زده و دیدم نیومده پس رفتم تو اتاق و دیدم پنجره بازه و جونگ کوک نیس
با عصبانیت اومدم پایین و ماشین آماده بود سوییچ رو گرفتم و از طریق جی پی اسی که به گوشی کوک وصل بود رفتم اونجا
جنی:کوکی مشروبت درصدش بالاااسس کم بخور(با داد گفت چون صدای آهنگ بالا بود)
کوک:۹۸ درصد که چیزی نیستت و به لیوان بزرگ رو سر کشید
اهیون: اوپاااا بیا برقصیمم
کوک:باشه
رفتن و رقصیدن که تهیونگ رسید
تهیونگ:جونگ اینجا چه غلطی میکنییی(داد و عصبی)
کوک:خیلی مست بود و با حالت مستی گفت:بابایی خودتی؟
چان:عامم من چیزی نخوردم که حواسم بهشون باشه ولی شما اومدین
کوک:تهیونگ رو بغل کرد و گفت:دلم برات تنگ شده بود بابایی و سرشو برد تو گردن تهیونگ و خیلی کیوت شده بود تهیونگ:اصبانی بود ولی چیزی نگفت و کوک پاهاشو دورش حلقه کرد و انقدر خورده بود بیهوش شد
خوشگلای عمو جانگ 🐻🍘
لایک:³⁵
- ۵۲۲
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط