《برادره ناتنیم 》
《برادره ناتنیم 》
(پارت ۳)
ویو ا/ت
و لباس خدمتکارو تن کردم رفتم پایین توی آشپز خونه تنقلات برداشتم توی ظرف ریختم رفتم بیرون از آشپز خونه و تنقلات رو اینا رو گذاشتم روی میز جلوی پسرا که داشتم میزاشتم که
جونگ کوک:تهیونگ میگم پس ا/ت کجاست
تهیونگ: من چه میدونم چرا از من میپرسی یک هرزه که بیشتر نیست بگو بره بمیره
نامجون: تهیونگ این چه حرفیه که میزنی
ویو ا/ت
وقتی تهیونگ اون حرف رو زد چشمام پر اشک شود ولی اجازه ندادم بریزه که
تهیونگ : برو نوشیدنی هم بیار
ا/ت: چشم
ویو تهیونگ
من نمیخواستم اون حرف رو بزنم ولی دست خودم نبود دوست داشتم سخت بغلش کنم بغض کرده بود ولی این غرور لعنتی اجازه نمیده
ویو ا/ت
رفتم داخل آشپز خونه داشتم لیوان هارو پر میکردم و اجازه دادم اشکام ریخته شه که برگشتم برم یخ بردارم که دیدم تهیونگ پشت سرم بود و داشت میومد نزدیک و من با هر قدمش میرفتم عقب که خوردم به اوپن آشپز خونه که اون خیلی اومد نزدیکم که گرمای نفسش رو حس میکردم که یک دستش رو چپ و اون یکی راست بدنم گذاشتم و
ا/ت: برو کنار
تهیونگ:گریه کردی
ا/ت: به توچه
تهیونگ: من یک بار میپرسم چرا گریه کردی
ا/ت: مگه برات مهم هستم به قول خودت صاحب خونه نباید به مهمون نزدیک بشه
ا/ت: میدونی چیه تهیونگ من انگار سگم نه آدم منم دل دارم منم قلب دارم منم غم دارم از وقتی اومدم اینجا هرچی میگی میگم چشم بسه دیگه خسته شودم
تهیونگ (پوزخندی زد):میدونی چرا تاالان نکشتمت
ا/ت:چرااا
که پسرک به یک دستش گلوی دخترک رو گرفت و
تهیونگ: چون وقتی کشتمت کسی نمیاد سر قبرت چون...
ا/ت:تهیونگ ول کن گردنم رو
تهیونگ (گردن ا/ت یک خورده فشار داد ) ادامه داد چون کسی تورو دوست نداره بیاد سر قبرت برای همین دلم برات میسوزه کوچولو فهمیدی
پسرک گردن دخترک رو ول کرد و رفت سمت سالن پیش پسرا و
ا/ت
وقتی رفت من همین جور گریه میکردم نوشیدنی هارو برداشتم و بردم برای پسرا که
شوگا: راستی اسمت چیه
ا/ت: من
شوگا:آره تو
ویو ا/ت
یک نگاه به تهیونگ کردم و ترسناک بهم نگاه میکرد از چشم هاش معلوم بود میگفت(اگه جرعت داری بگو) که من جرعت کردم و
ا/ت:من ا/ت هستم آقا
شوگا:اووو انگار اسمه خواهر ناتنیه تهیونگ هست
تهیونگ: خوب یعنی هرکی اسمش ا/ت هست یعنی اون دخترست شوگا هیونگ
شوگا:راست میگی ولی چرا تهیونگ....
که صدای زنگ خونه اومد من اول خشکم زد رفتم درو باز کردم کسی که پشت در بود رو که دیدم خشکم زد اون
.....
خماریی فوش اجازه هست😂
ادامه دارد...
سوال پست: بنظرتون کی پشت در بود
شرط◇
لایک:۱۰تا
کامنت:۶تا
بوس بهتون🦋💙
(پارت ۳)
ویو ا/ت
و لباس خدمتکارو تن کردم رفتم پایین توی آشپز خونه تنقلات برداشتم توی ظرف ریختم رفتم بیرون از آشپز خونه و تنقلات رو اینا رو گذاشتم روی میز جلوی پسرا که داشتم میزاشتم که
جونگ کوک:تهیونگ میگم پس ا/ت کجاست
تهیونگ: من چه میدونم چرا از من میپرسی یک هرزه که بیشتر نیست بگو بره بمیره
نامجون: تهیونگ این چه حرفیه که میزنی
ویو ا/ت
وقتی تهیونگ اون حرف رو زد چشمام پر اشک شود ولی اجازه ندادم بریزه که
تهیونگ : برو نوشیدنی هم بیار
ا/ت: چشم
ویو تهیونگ
من نمیخواستم اون حرف رو بزنم ولی دست خودم نبود دوست داشتم سخت بغلش کنم بغض کرده بود ولی این غرور لعنتی اجازه نمیده
ویو ا/ت
رفتم داخل آشپز خونه داشتم لیوان هارو پر میکردم و اجازه دادم اشکام ریخته شه که برگشتم برم یخ بردارم که دیدم تهیونگ پشت سرم بود و داشت میومد نزدیک و من با هر قدمش میرفتم عقب که خوردم به اوپن آشپز خونه که اون خیلی اومد نزدیکم که گرمای نفسش رو حس میکردم که یک دستش رو چپ و اون یکی راست بدنم گذاشتم و
ا/ت: برو کنار
تهیونگ:گریه کردی
ا/ت: به توچه
تهیونگ: من یک بار میپرسم چرا گریه کردی
ا/ت: مگه برات مهم هستم به قول خودت صاحب خونه نباید به مهمون نزدیک بشه
ا/ت: میدونی چیه تهیونگ من انگار سگم نه آدم منم دل دارم منم قلب دارم منم غم دارم از وقتی اومدم اینجا هرچی میگی میگم چشم بسه دیگه خسته شودم
تهیونگ (پوزخندی زد):میدونی چرا تاالان نکشتمت
ا/ت:چرااا
که پسرک به یک دستش گلوی دخترک رو گرفت و
تهیونگ: چون وقتی کشتمت کسی نمیاد سر قبرت چون...
ا/ت:تهیونگ ول کن گردنم رو
تهیونگ (گردن ا/ت یک خورده فشار داد ) ادامه داد چون کسی تورو دوست نداره بیاد سر قبرت برای همین دلم برات میسوزه کوچولو فهمیدی
پسرک گردن دخترک رو ول کرد و رفت سمت سالن پیش پسرا و
ا/ت
وقتی رفت من همین جور گریه میکردم نوشیدنی هارو برداشتم و بردم برای پسرا که
شوگا: راستی اسمت چیه
ا/ت: من
شوگا:آره تو
ویو ا/ت
یک نگاه به تهیونگ کردم و ترسناک بهم نگاه میکرد از چشم هاش معلوم بود میگفت(اگه جرعت داری بگو) که من جرعت کردم و
ا/ت:من ا/ت هستم آقا
شوگا:اووو انگار اسمه خواهر ناتنیه تهیونگ هست
تهیونگ: خوب یعنی هرکی اسمش ا/ت هست یعنی اون دخترست شوگا هیونگ
شوگا:راست میگی ولی چرا تهیونگ....
که صدای زنگ خونه اومد من اول خشکم زد رفتم درو باز کردم کسی که پشت در بود رو که دیدم خشکم زد اون
.....
خماریی فوش اجازه هست😂
ادامه دارد...
سوال پست: بنظرتون کی پشت در بود
شرط◇
لایک:۱۰تا
کامنت:۶تا
بوس بهتون🦋💙
- ۱.۵k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط