{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides¹⁵

(آیا این بازی است یا واقعیت؟)

صدای برخورد با آب، آخرین چیزی بود که ا/ت به یاد آورد. آب استخر سرد و عمیق بود،. او که شنا بلد نبود، به وحشت افتاد و تنها توانست صدای ضعیف و لرزان خود را در گلویش جمع کند و فریاد بزند: “کمککککک!”تهیونگ کت گران‌قیمت خود رو از تن درآورد و بدون کوچک‌ترین مکثی، خود را به درون آب پرتاب کرد.
تهیونگ با تمام قدرت به سمت ا/ت شیرجه زد. او را در آغوش گرفت و محکم به خود چسباند. عمق آب برای او هم زیاد بود، اما تمرکزش فقط بر روی دخترک بود. او با حرکاتی قوی، خود و ا/ت را به سمت لبه‌ی استخر هدایت کرد.
لحظه‌ای بعد، هر دو روی سنگ‌های اطراف استخر خیس و نفس‌نفس‌زنان بودند. تمام مهمانان حالا اطراف آن‌ها جمع شده بودند و با تعجب و زمزمه به این صحنه خیره بودند. ا/ت از سرما و ترس، بدنش به شدت می‌لرزید
توان ایستادن نداشت...
تهیونگ اولین نفری بود که به خود آمد. کت خود را بلافاصله روی شانه‌های ا/ت انداخت، تلاشی برای پوشاندن او از نگاه‌های خیره.
تهیونگ: آروم باش، ا/ت. نفس عمیق بکش. صدای تهیونگ محکم اما آرامش‌بخش بود.
در همان لحظه، ا/ت که از شوک کمی به خود آمده بود. ناگهان، نگاه‌های خیره‌ی مردم به سمت گردن او کشیده شد، و ا/ت متوجه یک تغییر ناگهانی در نگاه‌های آن‌ها شد؛ از تعجب به حیرت و نوعی حسرت نامعلوم.
ا/ت: اتفاقی افتاده؟ چرا همه اینطور نگاه می‌کنند؟
تهیونگ سریع عمل کرد. کت خود را محکم‌تر دور ا/ت پیچید، طوری که بخش زیادی از گردن او را پوشاند.
تهیونگ: چیزی نیست. فقط لباست خیس شده‌ داره جلب توجه می‌کنه
او دروغ گفت، اما در دلش می‌دونست که چه اتفاقی افتاده است.

#فیک
#سناریو
#taehyung
#تهیونگ
#فیکشن
#رمان
#عشق_بین_جزر_و_مد
دیدگاه ها (۱۱)

love Between the Tides¹⁶(اهمیت دادن تهیونگ به ا/ت) بدون هیچ ...

love Between the Tides¹⁷(چیکار کنم؟ اعتماد کنم؟) ا/ت: خانه ...

love Between the Tides¹⁴(عروس و داماد مهمانی) پس از چند دقیق...

love Between the Tides¹³(شما به جای من موضوع این پارت رو تو ...

تو اون دنیا می بینمت:) p7

چند پارتی ریندو.Part5ا/ت با خماری : رین ، داری با من چیکار م...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط