شعری مخصوص سیستانیا
شعری مخصوص سیستانیا
هم استانیای خودم فقط میتونن بخونن برای همین فارسیشم گذاشتم که همه بتونن بخونن
راستی سیستانیا لایک فراموش نشه
تو که را مِرَوی مِـه مُُنده مِِشا
وَقربونِ لبِ پر خِندَه مِشا
اگه مِه مُردَه ی صد ساله باشو
جمالِ تْرَ که بینو زندَه مِِشا
تو که راه میروی من خسته میشوم
به قربان لب پر خنده میشوم
اگر من مرده صد ساله باشم
جمال تو را که ببینم زنده می شوم
-----------------------------
تو که دوری که مِه دور ِ تو أستو
تو پیغوم کو که مِه جون می فِرستو
تو پنداری که من شب خواب دارو
اگر شب خواب دارو بت پرستو
تو از من دوری ومن ازتو
کافیست پیغام دهی تا من درجوابش جان بفرستم
آیا می پنداری که شبها خواب به چشم دارم؟
که اگر اینگونه باشد من بت پرست وکافری بیش نیستم
----------------------------------------------------
در باغ شِما بادوم تَر مِفروشه
دخترونِ شْما بوسَ وَ زَر مِفروشه
آتِش وَر ناداری ونامْرادیِ ما
همسایه مَه ئِه نو جایِ دِگر مفروشه
در باغ شما بادام ِ تازه می فروشند
دختران شما بوسه را به قیمت طلا می فروشند
آتش بر این ناداری و نامرادی ما
که ما نزدیکتر و همسایه ایم اما آنها بوسه هایشان را در جای دیگری می فروشند
--------------------------------------------
صدا خَه پو کو که حیرو شَدو مِه
وَکنج خونه سرگردو شَدو مِه
صدا خَه پو کو إی درّ ِ یگونه
اگر کور ِ بودو روشه شَدو مِه
سخنی بگو که از آمدنت حیران شده ام
در کنج خانه(کنج عزلتم) سرگردان شده بودم
ای درّ یگانه سخنی بگو
(حال که آمدی) اگر کور هم بودم بینا شدم
--------------------------------------
عمرئ بودو پلپتک و سگ دووی، عاقبت ء مردو وه تلواس خوا...
(عمری را به تقلا و سگ کوشی گذراندم، سرانجام هم در دلشوره های خویش از دست رفتم...)
----------------
البته فک نمیکنم سیستانیا هم بتونن بخونن هههههه الکی مثلا من سیستانیه اصیلم
خلاصه این شعرا گذاشتم تا یکم مردم یاد سیستان براشون زنده بشه....قبلا که انبار غله ایران بود کلی طرفدار داشت الان که خشکسالی که سیستان رو در بر گرفته همه فراموشش کردن...این ظلم نیست؟؟؟؟
هم استانیای خودم فقط میتونن بخونن برای همین فارسیشم گذاشتم که همه بتونن بخونن
راستی سیستانیا لایک فراموش نشه
تو که را مِرَوی مِـه مُُنده مِِشا
وَقربونِ لبِ پر خِندَه مِشا
اگه مِه مُردَه ی صد ساله باشو
جمالِ تْرَ که بینو زندَه مِِشا
تو که راه میروی من خسته میشوم
به قربان لب پر خنده میشوم
اگر من مرده صد ساله باشم
جمال تو را که ببینم زنده می شوم
-----------------------------
تو که دوری که مِه دور ِ تو أستو
تو پیغوم کو که مِه جون می فِرستو
تو پنداری که من شب خواب دارو
اگر شب خواب دارو بت پرستو
تو از من دوری ومن ازتو
کافیست پیغام دهی تا من درجوابش جان بفرستم
آیا می پنداری که شبها خواب به چشم دارم؟
که اگر اینگونه باشد من بت پرست وکافری بیش نیستم
----------------------------------------------------
در باغ شِما بادوم تَر مِفروشه
دخترونِ شْما بوسَ وَ زَر مِفروشه
آتِش وَر ناداری ونامْرادیِ ما
همسایه مَه ئِه نو جایِ دِگر مفروشه
در باغ شما بادام ِ تازه می فروشند
دختران شما بوسه را به قیمت طلا می فروشند
آتش بر این ناداری و نامرادی ما
که ما نزدیکتر و همسایه ایم اما آنها بوسه هایشان را در جای دیگری می فروشند
--------------------------------------------
صدا خَه پو کو که حیرو شَدو مِه
وَکنج خونه سرگردو شَدو مِه
صدا خَه پو کو إی درّ ِ یگونه
اگر کور ِ بودو روشه شَدو مِه
سخنی بگو که از آمدنت حیران شده ام
در کنج خانه(کنج عزلتم) سرگردان شده بودم
ای درّ یگانه سخنی بگو
(حال که آمدی) اگر کور هم بودم بینا شدم
--------------------------------------
عمرئ بودو پلپتک و سگ دووی، عاقبت ء مردو وه تلواس خوا...
(عمری را به تقلا و سگ کوشی گذراندم، سرانجام هم در دلشوره های خویش از دست رفتم...)
----------------
البته فک نمیکنم سیستانیا هم بتونن بخونن هههههه الکی مثلا من سیستانیه اصیلم
خلاصه این شعرا گذاشتم تا یکم مردم یاد سیستان براشون زنده بشه....قبلا که انبار غله ایران بود کلی طرفدار داشت الان که خشکسالی که سیستان رو در بر گرفته همه فراموشش کردن...این ظلم نیست؟؟؟؟
- ۱.۵k
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط