{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my little mochipart

my little mochi:part23

جیمین ویو:

آروم عقب عقب رفتم.

جیمین:ببین پیشی من خیلی هم حالم خوبه اصلاً هم نیاز به دکتر نیست.

یونگی دست کرد توی موهاش و به پشت شونه اش کرد.

یونگی: ببین جوجه من میدونم حالت خوبه اما این چکاب برای بچمون لازم ما باید بدونیم جوجه کوچولومون حالش چطوره.

جیمین: اگه بیام قول میدی از پیشک نری و اون دکتر عوضی بهم آمپول نزنه(مظلوم)

یونگی:هوفف... آره قول میدم. تازه اگه بیای بریم تو راه خونه برات موچی میخرم.

از ذوق بالا پایین پریدم.

جیمین:اخجون موچی(ذوق کیوت)

سریع رفتم توی اتاق و آماده شدم تا زود به بریم و موچی بخوریم.

رفتم پیش یونگی دستش رو گرفتم.

جیمین:بریم. فقط یادت نره چه قولی دادی پیشی(کیوت)

پیشونیم رو بوسید.

یونگی:چشم جوجه کوچولو.

(پرش زمانی با داخل مطب)

نویسنده ویو:

جیمین روی تخت خوابیده بود و لباسش رو داده بود بالا تا شکمش معلوم بشه.

دکتر ژل رو روی شکم جیمین زد و دستگاه رو روی شکمش حرکت داد.

د.ک:خب بچتون صحیح و سالم هستش فقط یکم براتون ویتامین می‌نویسم تا بچه یکم قوی بشه. چهار ماه دیگه میتونید بیاید و جنسیت بچتون رو ببینید.(لبخند)

جیمین: مرسی دکتر.

جیمین با دستمال شکمش رو تمیز کرد و یونگی رفت تا نسخه رو از د بگیر.

جیمین ویو:

یونگی اومد و رفتیم سمت خونه.

جیمین:پیشی موچی یادت نره.

یونگی: الان میریم می‌خریم جوجه کوچولو من(لبخند)
دیدگاه ها (۶)

رکب خوردی کیومرث 😂🤣

متاسفانه براتون پارت جدید گذاشته بودم اما میخواستم ویرایش کن...

🤌🏻🤌🏻🤌🏻

my little mochi:part22جیمین ویو: همینطور که راه میرفتم صدای ...

my little mochi:part17یونگی ویو: بعد اینکه مطمئن شدم جای جیم...

my little mochi:part15جیمین ویو:(پرش زمانی به یه هفته بعد)تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط