بازیگران زندگی

بازیگران زندگی

part79

(ویو ا.ت)
ا.ت : معلومه من تو این کار استادم
(۳ ساعت بعد اتاق کار)
کتم رو پوشیدم و کیفم و انداختم روی شونم
ا.ت : فعلا خداحافظ
خانوم یون : خداحافظ
آقای کانگ : به سلامت
سریع از شرکت اومدم بیرون یه تاکسی گرفتم اما به جای اینکه برم خونه رفتم بازداشتگاه یعنی حال جونگکوک خوبه؟
وارد بازداشتگاه شدم خواستم برم داخل که یکی از نگهبان ها جلوم رو گرفت
نگهبان : شما نمیتونید برید داخل
ا.ت : اما من باید یکی رو ببینم
نگهبان : امروز هیچکس حق نداره بره داخل
ا.ت : چرا
نگهبان : چون یکی از بزرگترین وارث های خانواده ی بزرگ جئون اون داخله و هانتر جئون یعنی رئیس خانواده به هیچکس اجازه ی ورود رو نداده
کلافه چند متر رفتم عقب که یه راه حلی اومد توی ذهنم
ا.ت : من...نامزد جونگکوک هستم
نگهبان : پس...واقعا شما...
ا.ت : آره یا میزاری برم داخل یا به آقای هانتر میگم که دخلت رو بیاره
نگهبان سریع رفت کنار و تا کمر برام خم شد منم بدون اینکه اهمیتی بهش بدم رفتم داخل و از یکی که پلیس بود پرسیدم
ا.ت : جونگکوک کجاست
پلیس : نمیتونید بدون هماهنگی ببینیدشون
ا.ت : اما من نامزدش هستم
پلیس : مهم نیست کی باشی اجازه ورود ندارید
همون لحظه هانتر جئون با چند تا بادیگارد وارد شد
هانتر : عروس خوشگلم تو هم اینجایی چرا نرفتی پیش جونگکوک
الان بهترین وقته که بگم دلیلش چیه
ا.ت : نگهبانا نزاشتن و باور نکردن که من و جونگکوک قراره ازدواج کنیم
هانتر عصبی رو به پلیس کرد و گفت
هانتر : به چه حقی به عروس خاندان اجازه ی ورود ندادید ها؟
ها آخرش رو با صدای بلند گفت و همه ی پلیس ها ترسیدن
...
ادامه دارد🦋🕸

قسمت بعدی به زودی در آی فیلم با ما همراه باشید💗😂
دیدگاه ها (۱۵)

بازیگران زندگیpart80(ویو ا.ت)ا.ت : آقای جئـ... بابا بزر...ام...

مرسیی ازتون❤

بازیگران زندگیpart7۹فکر کردی پارت گذاشتم؟😂از اذیت کردن خوشم ...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

ONLY MINE PART 17ا/ت . لعنتی تو پدر و مادرم رو خیلی راحت کشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط