{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و رفت تا لب هیچ!

و رفت تا لب هیچ!
و پشت حوصله‌ی نورها
دراز کشید،
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چقدر تنها ماندیم...
دیدگاه ها (۰)

من به سیبی خوشنودمو به بوییدن یک بوتهٔ بابونه...👤سهراب

نه من می‌توانم کاری بکنمو نه تو می‌توانی کاری بکنی از زخم آی...

اهل کاشانم، اماشهر من کاشان نیست!شهر من گم شده است..من با تا...

...و غم تبسم پوشیده‌ی نگاه گیاه است!و غم اشاره‌ی محوی به رد ...

پوزخندی زدی و با فشار دادن و هول دادن ِشونه های ِ مرد، خواست...

دلتنگی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 56✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط