{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدم

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدم
با همین حال فقط پیش تو می خندیدم

قلبت از آهن و سنگ است و من خوش باور
ساده بودم که تو را همچو طلا سنجیدم

می شنیدم همه جا کشته فراوان داری
گفته بودی تو به من حیف نمی فهمیدم

عاقبت رفتی و من ماندم و شوریده سری
روز گریان شدم و شب همه شب نالیدم

مرده ام یخ زده ام مثل همان خورشیدی
که به تاری و شب تیره نمی تابیدم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دهم | نشانه های خون اشامییونگی فوراً به...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 5ویو نامجون:چند روزی از اون شب گذشته...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

چند پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط