{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدم

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدم
با همین حال فقط پیش تو می خندیدم

قلبت از آهن و سنگ است و من خوش باور
ساده بودم که تو را همچو طلا سنجیدم

می شنیدم همه جا کشته فراوان داری
گفته بودی تو به من حیف نمی فهمیدم

عاقبت رفتی و من ماندم و شوریده سری
روز گریان شدم و شب همه شب نالیدم

مرده ام یخ زده ام مثل همان خورشیدی
که به تاری و شب تیره نمی تابیدم
دیدگاه ها (۳)

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنس...

دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است بسی شکسته برایت، که رس...

کفش مخصوص خواهرشوهر رسید

پارت ۱۶:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط