{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردم

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردم
من هستی خود نذر دو ابروی تو کردم

عاشق شدم و سخت گرفتار تو گشتم
افسون شدم خنده به جادوی تو کردم

زلفت چو بدیدم که به باد است پریشان
من شانه شدم ، شانه به گیسوی تو کردم

تا بوسه نشاندم به کنار لب لعلت
مست از تو شدم خانه به پهلوی تو کردم

جز قدرت عشقت دگرم نیست خدایی
کافر شده ام تکیه به نیروی تو کردم

یک لحظه گذارم به سر کوی تو افتاد
آواره دلم را به سر کوی تو کردم

من عطر تنت را به دو عالم نفروشم
عادت به خدا بر تن شب بوی تو کردم
دیدگاه ها (۳)

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنس...

هرگز نکشم منت مهتاب جهان را تاریکی شبهای مرا روی تو کافیستاز...

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدمبا همین حال فقط پیش تو می خن...

دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است بسی شکسته برایت، که رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط