من،
من،
روز خویش را
با آفتاب روی تو،
کز مشرق ِ خیال دمیده ست
آغاز می کنم.
من،
با تو می نویسم و می خوانم
من با تو راه می روم و حرف می زنم
وز شوقِ این محال :
که دستم به دست توست!
من، جای راه رفتن،
پرواز می کنم...!
روز خویش را
با آفتاب روی تو،
کز مشرق ِ خیال دمیده ست
آغاز می کنم.
من،
با تو می نویسم و می خوانم
من با تو راه می روم و حرف می زنم
وز شوقِ این محال :
که دستم به دست توست!
من، جای راه رفتن،
پرواز می کنم...!
- ۳.۵k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط