{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی واسہ من پُست قَشَنگ می

مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی واسہ من پُست قَشَنگ میزاشت ...؟!
مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی تا اِسمِ من میومد لبخَند میزَد ...؟!
مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی شَبا بہ من فِڪر میکَرد تا خوابِش بِبَره ...؟!
مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی مُہم تَرین قِسمَتِہ زِندِگیش من بودم ...؟!
مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی تَحَمُل اشکامو نَداشت ...؟!
مَثلا چـــــــــــــــی میشُد یِڪی همیشہ سعے میکَرد مَن شاد باشَم ...؟!
مثلا چـــــــــــــــی میشد یڪی منو باور داشت ...؟!
ها ...؟!
چـــــــــــــــی میشد ...؟!
دیدگاه ها (۱)

[ چندپارتی تهیونگ] [ پارت پنجم]ات با صدایی لرزون و گرفته گفت...

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟صدای موسیقی کل فضا رو پ...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

《تکپارتی》......بارون اروم اروم میبارید. ا.ت از صبح زود بیدار...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... چشمامو باز کردم،با سقف...

سناریو مایکی پارت۷

پارت سوم و آخر | اسم تونزدیک ساعت هفت عصر بود که تهیونگ و ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط