{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" کمرنگ یا پر رنگ؟ " برای چند ثانیه تمام پیکر ترمینال جنو

" کمرنگ یا پر رنگ؟ " برای چند ثانیه تمام پیکر ترمینال جنوب توسط سوز باد شمالی فتح شد. 

فروشنده دوباره پرسید " چای کمرنگ یا پر رنگ؟ " آروم گفتم پر رنگ ... پر رنگ ...

از اون دور دیدمت. سراسیمه و پریشان. 

از دیدن این همه آشفتگی تمام منظره فرارت از خونه واسم تداعی شد. 

نفس نفس می زدی و سعی می کردی در مقابل لجبازی کوله پشتی تا گلو پر مقاومت کنی. 

پرسیدی " ژولیده ام. نه ؟ " لبخند زدم. 

از جیبت یه رژ لب سرخ در آوردی و روی لبت کشیدی. پر رنگ ... پر رنگ ...

مسافر های 7:45 تهران سوار شن. هیچی نمی گفتی. هیچی نمی گفتم. روبروی در اتوبوس ایستادی. 

نگاهم کردی و گفتی: هنوز دوستم داری؟ 

گفتم: پر رنگ ... پر رنگ ...


| پدرام مسافری |

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۰)

برای همسرش نوشته بود: «تو نوبرانه‌ی یک عمر انتظارِ منی»... ...

نگاهم به دندونای یکی درمیون با مزه‌ش بود ..پرسیدم :- کلاس چن...

خوابیده‌ام روی تخت جری‌تر از سیلوستر استالونه مادر پماد می‌م...

دلتنگ شده امنمی دانم !شاید برای تویا شاید براۍ دیروزهایی که ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴⁹جونگکوک: هیوناهیونا: جانم؟ جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط