{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسم به آنچه نوشتم برای من مردی

قسم به آنچه نوشتم برای من مردی
تویی که خاطر من را همیشه آزردی

به گفته های تو از عشق مطمئن بودم
چه ها که بر سر ایمان من تو آوردی

و هر زمان به تو شک کرده ام تو با نیرنگ
به جان من به خدا بارها قسم خوردی

شبیه کشور هندم که بعد اسکندر
همیشه مضطربم از وقوع بر خوردی

و عاقبت تو به آهم دچار خواهی شد
به دست آه جگرسوز تحت پیگردی

و شک نکن که تو روزی تقاص خواهی داد
تو آبروی دلم را غزل ، غزل بردی

قسم به بارش باران به حال امروزم
قسم به آنچه نوشتم برای من مردی...
دیدگاه ها (۲۱)

‌ داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم ...

دل فروشی مست هستم ، قلب صادق می خری؟ خسته از عشقم ، بگو این ...

رفتنت را همه ی اهل محل فهمیدندآخرِ شعر فقط نامِ تو را میدیدن...

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی من از بوسه نوشتم، تو مرا ...

رمان خرس عسلی پارت ۱۴ ویو تهیونگو همین کافی بود که به زنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط