{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی
من از بوسه نوشتم، تو مرا وسوسه کردی

من از مهر شب و وصل و خیال تو نوشتم
شنیدی و تو خندیدی و رفتی و مرا مضحکه کردی

تو احساس مرا دیدی و در قالب یک طنز
بخندیدی و احساس مرا مسخره کردی

نرنجم ز تو ای عشق... تو خوش باش
نویسم به دریا، به ساحل که مرا تجربه کردی

نرنجم، ، نه نفرین، نه توهین
تو خوش باش و ز خوش بودن تو من

تفال زده بر حافظ دل مست
بدیدم، بدانم، بخواندم

که هرگز نتوانی، فراموش نمودن
همه احساس و غم دل که به دل مغلطه کردی... 
دیدگاه ها (۸)

رفتنت را همه ی اهل محل فهمیدندآخرِ شعر فقط نامِ تو را میدیدن...

قسم به آنچه نوشتم برای من مردیتویی که خاطر من را همیشه آزردی...

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودتعاشقش باشی و افسوس گرفتار خود...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط