{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
لب هایت، برگ های سرخ پاییز و
صورتم، حیاط کوچک خانه...
آرام نشستن کار تو نیست
تکانی به خودت بده
حیاط منتظر لمس برگ های پاییز است... #رویا_فخاریان
دیدگاه ها (۱)

ا دیر رسیدیم به همخیلی دیرآنقدر که پاهایمبرای رسیدن به تومی‌...

نگاه از صدای تو ایمن میشود.چه مومنانه نام مرا آواز میکنی

...زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایه ات چتر سرم ...

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

انتظار برای قطاری که هرگز نمی‌رسد«داستایوفسکی در "شب‌های روش...

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط