{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۶۲

پارسا اراد بهم دیگ نگاه میکنن
اراد:نه چی رو داریم ازت مخفی میکنیم
غزل:اهو میایی بریم خرید لباس بخریم و لوازم ارایشی
پارسا:لوازم ارایشی تو میخوای چیکار؟
غزل:به توچه
پارسا:وا شما چتونه
ارسلان:دخترن دیگ لوسن
اهو یکی به پس کله ارسلان میزنه
ارسلان:چرا میزنی؟
اهو:چون دوست دارم

اهو غزل رفتن خرید
اراد:فکر کنن فهمیدن امروز جلسه داشتیم با دخترا
پارسا:از کجا فهمیدن
ارسلان:شاید با منشی ریختن روهم
پارسا:غزل ک از این اخلاق ها نداشته
اراد:دخترا همینن وقتی بفهمن یکی دوسشون داره ناز میکنن
پارسا:نمدونم میگم غزل چند وقت دیگ تولدش چی بخرم براش خوبه
ارسلان:داداش نیازی نیست چیزی بخری تو یک چیزی در خودت داری ک بهش بدی خیلی خوشحال میشه (چشمک و نیشخنده شیطونی میزنه)
پارسا:چقدر شما بی تربیت خوبه اونو به شما بدم
اراد: نه ما خودمون داریم مال خودتو غزل

اهو غزل به بازار رفتن
اهو:دلم میخواد یک لباس خواب بگیرم
اراد:میخوای چیکار کلک
اهو:میخوام اراد اذیت کنم درستش میکنم

بعد از۶ ساعت خریدن کردن امدیم خونه ک دیدم اراد عصبانی نشسته رو میز
اهو:وایی ترسیدم چرا اینجا نشستی
اراد:۳۰ میلیون تومان چی خریدی؟
اهو:لباس لوازم ارایشی کیف کفش
اراد:برای سر قبر من اینهمه چیز گرفتی خب پولام تمام میشه(باداد)
اهو:اصلا نمخوام الان میرم پس شون میدم (با بغض)
اراد:نمخواد ناراحت بشی فدای سرت کو لباس ها کجاست؟
اهو:تو ماشین لباس ها برو بیار
اراد:اول یک بوس بده
اهو لپ اراد بوس میکنه

پارسا:اهو کوغزل؟
اهو:دوست دوران دانشگاه شو دید رفتن کافه
پارسا:کی بود؟
اهو:یک پسره به اسم امید غزل دعوت به کافه
پارسا:کدوم کافه رفتن؟
اهو ادرس کافه رو به پارسا میده پارسا یک تیب به شدت خفن میزنه سوار ماشین گرون قیمتش میشه میره به طرف کافه
دیدگاه ها (۴)

اهوی من پارت ۶۳ (پارسا) به طرف کافه رفتم دیدم غزل پسره باهم ...

اهوی من پارت ۶۴ اراد:خودشو منو برد تو اتاق اهو چاقو اشپزخونه...

اهوی من پارت ۶۱ حالا بیا بگم این قفسه ها چی اون میز بالا ک م...

اهوی من پارت ۶۰ اهو:غزل تو نمخوای بغلم کنی غزل میپبره تو بغل...

p.۴life like bodyguard of BTS داور:یک..... دو..... سه... شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط