شب به شب آغوش تنگت پیلهی پروانههاست
شب به شب آغوش تنگت پیلهی پروانههاست
گرمی لبخندهایت قسمت بیگانههاست
راویان آن قدر از تو قصهها گفتند تا
واقعیت یافت آخر آن چه در افسانههاست
ماهی ، اما سهم من از دیدنت آشفتگیست
نیمه شب آواز خواندن عادت دیوانههاست
گر چه پنهان کردهای در خاکدان غم مرا
قد کشیدن در هوای نور ، رسم دانههاست
هر که حتی دیر آمد ، زود رفت از خاطرات
فرصت محدود ، قانون مسافرخانههاست
سفرهات را پهن کن ای مرگ ! با تو زندگی
دور هم بودن به صرف بهترین صبحانههاست
گرمی لبخندهایت قسمت بیگانههاست
راویان آن قدر از تو قصهها گفتند تا
واقعیت یافت آخر آن چه در افسانههاست
ماهی ، اما سهم من از دیدنت آشفتگیست
نیمه شب آواز خواندن عادت دیوانههاست
گر چه پنهان کردهای در خاکدان غم مرا
قد کشیدن در هوای نور ، رسم دانههاست
هر که حتی دیر آمد ، زود رفت از خاطرات
فرصت محدود ، قانون مسافرخانههاست
سفرهات را پهن کن ای مرگ ! با تو زندگی
دور هم بودن به صرف بهترین صبحانههاست
- ۱۷۴
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط