{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه برگ های پاییزی بود که باد، بیرحم، از شاخه های خاطره

شبیه برگ های پاییزی بود که باد، بیرحم، از شاخه های خاطره ربوده بود. مهتابِ سرد از لای ابرهای مرده میگذشت و سایه ها روی دیوار، شکل تنهایی را نقاشی میکردند. پای پنجره نشسته بودم؛ صدای قدمهای فرسودهی زمان را میشنیدم که از کوچهی خالی میگذشت
گلدانِ شکستهی کنار طاقچه، هنوز بوی گل های پژمردهاش را در خود داشت… گویی غم، همیشه پیش از آمدنِ تو، خانه را پر میکند.» 🔮🍃🥀🌹
دیدگاه ها (۳)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

بالاتر از اتمسفر

‌ 🔵 گیاهان خانگی سایه نشین برای آپارتمان های بدون نور▫ ️فیل...

نام داستان کوتاه: خاطره گمشدهنویسنده: hestia کابر انجمن نوده...

چرا این همه اصرار داری که دیگر سکوت و صبر بی اثر است؟نه…به ا...

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

به دنیای مرده ها سفر کنید ☠

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط