شق یا نفرت
شق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P¹¹
تهیونگ:همراه امشب خانم جئون،من هستم
جونگکوک:چه زری زدی؟(بلند میشه،یقه تهیونگ رو میگیره)
ا/ت:هوی..ولش کن(جونگکوک رو هل میده)
جونگکوک:کاری نکن به بقیه بفهمونم تو کی هستی(عصبی)
ا/ت:اصلا برام مهم نیست(دست تهیونگ رو میگیره،میرن)
ویو جونگکوک
(چه عجب بعد از 11 پارت بالاخره ویو ا/ت تموم شد😔😂)
*وقتی ا/ت هلم داد متوجه شدم از عمده،متوجه شدم فقط میخواد حرس من و در بیاره،خانم جئون..ببین امشب چیکارت کنم..اون دو تا داشتن میرقصیدن،امیدوارم عواقبش رو بدونی و واقعا جرعت کرده باشی برقصی خانم جئون*
(بعد مهمانی:ساعت 00:30)
ویو ا/ت
ا/ت:(خنده) وای..واقعا اینطوری گف؟
تهیونگ:اره..فکر کرده خیلی خاصه*خنده*
تهیونگ:ام..دیر وقته..من برم..تو هم بخواب
ا/ت:باشه..شب بخیر
تهیونگ:شب بخیر(لـ/ـب ا/ت رو میبوسه بعد بیرون میره)
ویو جونگکوک
*کل مدت فالگوش وایساده بودم،وقتی تهیونگ اومد بیرون شوکه شد*
تهیونگ:تو اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:(یقه تهیونگ رو میگیره)خودت بگو اینجا چه گـ/ـوهی میخوری..
تهیونگ:پیش دوست دخترم بودم..
جونگکوک:دوست دختر؟(چاقو رو از جیبش در میاره)اون فقط دوست دختر منه..
تهیونگ:تو خودت دختر داری..کـ/ـکش
جونگکوک:(چاقو رو میزاره زیر گلوی تهیونگ)یک بار دیگه نزدیک ا/ت ببینمت میکشمت..حالا بگو چه گـ/ـوهی خوردید تو اتاق؟
تهیونگ:بوسیدمش
جونگکوک:(چاقو رو زمین میندازه،با مشت محکم توی دماغ تهیونگ میزهه)
ادامه دارد...
(طابع قوانین ویسگون)
P¹¹
تهیونگ:همراه امشب خانم جئون،من هستم
جونگکوک:چه زری زدی؟(بلند میشه،یقه تهیونگ رو میگیره)
ا/ت:هوی..ولش کن(جونگکوک رو هل میده)
جونگکوک:کاری نکن به بقیه بفهمونم تو کی هستی(عصبی)
ا/ت:اصلا برام مهم نیست(دست تهیونگ رو میگیره،میرن)
ویو جونگکوک
(چه عجب بعد از 11 پارت بالاخره ویو ا/ت تموم شد😔😂)
*وقتی ا/ت هلم داد متوجه شدم از عمده،متوجه شدم فقط میخواد حرس من و در بیاره،خانم جئون..ببین امشب چیکارت کنم..اون دو تا داشتن میرقصیدن،امیدوارم عواقبش رو بدونی و واقعا جرعت کرده باشی برقصی خانم جئون*
(بعد مهمانی:ساعت 00:30)
ویو ا/ت
ا/ت:(خنده) وای..واقعا اینطوری گف؟
تهیونگ:اره..فکر کرده خیلی خاصه*خنده*
تهیونگ:ام..دیر وقته..من برم..تو هم بخواب
ا/ت:باشه..شب بخیر
تهیونگ:شب بخیر(لـ/ـب ا/ت رو میبوسه بعد بیرون میره)
ویو جونگکوک
*کل مدت فالگوش وایساده بودم،وقتی تهیونگ اومد بیرون شوکه شد*
تهیونگ:تو اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:(یقه تهیونگ رو میگیره)خودت بگو اینجا چه گـ/ـوهی میخوری..
تهیونگ:پیش دوست دخترم بودم..
جونگکوک:دوست دختر؟(چاقو رو از جیبش در میاره)اون فقط دوست دختر منه..
تهیونگ:تو خودت دختر داری..کـ/ـکش
جونگکوک:(چاقو رو میزاره زیر گلوی تهیونگ)یک بار دیگه نزدیک ا/ت ببینمت میکشمت..حالا بگو چه گـ/ـوهی خوردید تو اتاق؟
تهیونگ:بوسیدمش
جونگکوک:(چاقو رو زمین میندازه،با مشت محکم توی دماغ تهیونگ میزهه)
ادامه دارد...
- ۸۵۰
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط