شاه شطرنج منی با رخ ماهت چکنم؟
شاه شطرنج منی با رخ ماهت چکنم؟
با سپید دل و چشمان سیاهت چکنم
تا ابد در دلی و گاه بگاهی دیده
این همه زیر و بم گاه بگاهت چکنم؟
سپه حسن تو از تاب غزل بیرون است
من وامانده به اوصاف سپاهت چکنم؟
بزم خورشیدی و دل طاقت دیدارت نیست
در شبم با طپش صبح پگاهت چکنم؟
یوسفم تشنه و صحرا همه گرگ آلوده است
گر پناهم نشود گوشه چاهت چکنم؟
روزها رفته و در فاصله هایت سالی است
وای با روز و شب و هفته و ماهت چکنم؟
چهره ی ماه تو تا جلوه گر برکه ماست
در مدار تو بیایم سر راهت چکنم؟
با سپید دل و چشمان سیاهت چکنم
تا ابد در دلی و گاه بگاهی دیده
این همه زیر و بم گاه بگاهت چکنم؟
سپه حسن تو از تاب غزل بیرون است
من وامانده به اوصاف سپاهت چکنم؟
بزم خورشیدی و دل طاقت دیدارت نیست
در شبم با طپش صبح پگاهت چکنم؟
یوسفم تشنه و صحرا همه گرگ آلوده است
گر پناهم نشود گوشه چاهت چکنم؟
روزها رفته و در فاصله هایت سالی است
وای با روز و شب و هفته و ماهت چکنم؟
چهره ی ماه تو تا جلوه گر برکه ماست
در مدار تو بیایم سر راهت چکنم؟
- ۱.۴k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط