پشیمونی
پشیمونی..
پارت.۲
ویو جنا
لیام رو بغل کردم و بردم اتاقش..
لیام: مامان ما چرا زندگیمون عین دیگران نیست؟..
جنا: اومم..میدونی چون ما معمولی نیستیم.
لیام: من دوست دارم معمولی باشیم.
جنا: قربونت برم..فعلا بخواب..
لیام: چشم..
از اونجایی که بغض داشت..زود خوابش برد.
رفتم تو اتاق مشترکمون..
جونگ کوک رو تخت نشسته بود.
کوک: خوابوندیش..قاتل زنجیره ای؟
جنا: آره...راستی..صبح زنگ زدی گفتی شب کارت دارم..
کوک: آره.. میخوام طلاقت بدم..
جنا: دلیلش چیه؟
کوک: باهات حال نمیکنم..درضمن تو یه خلافکاری..(خود جونگ کوک سهامدار شرکته)و سنت هم زیاده..
جنا: تو با خواست خودت باهام ازدواج کردی..
کوک: بچه بودم..سنی نداشتم..نوزده سالم بود..که با پیری مثل تو ازدواج کردم..
جنا: من فقط پنج سال ازت بزرگ ترم..
کوک: بازم..نمیخوامت..دارم خوب باهات حرف میزنم.
جنا: خوب میدونی من کیم..من بزرگترین مافیا زن جهانم..میخوای اعتبار منو نابود کنی؟..بگن نتونست شوهرشو نگه داره؟.
من که بهت گفتم..دختر بیار..تا نصف شب بیرون باش..اما طلاق نه..اعتبار من هیچ..اعتبار داداشم نابود میشه...
و رفتم تو اتاق کارم رو کاناپه خوابیدم.
(جنا یه مافیای بزرگه..جونگهی هم همینطور.)
ویو جونگ کوک
نگران نباش..
من فکر طلاق نمیکنم..
کاری میکنم خودت درخواست طلاق بدی.
ادامه دارد..
اگه تا اینجا خوندی..لایک کن🫠
پارت.۲
ویو جنا
لیام رو بغل کردم و بردم اتاقش..
لیام: مامان ما چرا زندگیمون عین دیگران نیست؟..
جنا: اومم..میدونی چون ما معمولی نیستیم.
لیام: من دوست دارم معمولی باشیم.
جنا: قربونت برم..فعلا بخواب..
لیام: چشم..
از اونجایی که بغض داشت..زود خوابش برد.
رفتم تو اتاق مشترکمون..
جونگ کوک رو تخت نشسته بود.
کوک: خوابوندیش..قاتل زنجیره ای؟
جنا: آره...راستی..صبح زنگ زدی گفتی شب کارت دارم..
کوک: آره.. میخوام طلاقت بدم..
جنا: دلیلش چیه؟
کوک: باهات حال نمیکنم..درضمن تو یه خلافکاری..(خود جونگ کوک سهامدار شرکته)و سنت هم زیاده..
جنا: تو با خواست خودت باهام ازدواج کردی..
کوک: بچه بودم..سنی نداشتم..نوزده سالم بود..که با پیری مثل تو ازدواج کردم..
جنا: من فقط پنج سال ازت بزرگ ترم..
کوک: بازم..نمیخوامت..دارم خوب باهات حرف میزنم.
جنا: خوب میدونی من کیم..من بزرگترین مافیا زن جهانم..میخوای اعتبار منو نابود کنی؟..بگن نتونست شوهرشو نگه داره؟.
من که بهت گفتم..دختر بیار..تا نصف شب بیرون باش..اما طلاق نه..اعتبار من هیچ..اعتبار داداشم نابود میشه...
و رفتم تو اتاق کارم رو کاناپه خوابیدم.
(جنا یه مافیای بزرگه..جونگهی هم همینطور.)
ویو جونگ کوک
نگران نباش..
من فکر طلاق نمیکنم..
کاری میکنم خودت درخواست طلاق بدی.
ادامه دارد..
اگه تا اینجا خوندی..لایک کن🫠
- ۸.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط