من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم

من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم
که زیر بارون میدویدم!
قرار بود بره سفر
و من باید ازش خداحافظی میکردم.
یادمه قبل اون روزها
روزای ابری رو تماماً خواب بودم.
عاشقِ آفتاب بودمو از هوای ابری فراری
اما، اون شب همه چیز فرق میکرد.

من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم
که دیر شده بود و چتری نبود
و من دُرست اون طرف خیابون
رو به روی درشون،
به دستهای خیس ام نگاه میکردم

بعدها، اون قهر کرد و رفت اما
من هیچوقت به روزهای قبل اون برنگشتم.
انگار که فقط اومده بود تا
منو با این هوا آشتی بده بره
انگار باید حتما یکی میومد و میرفت
تا من با بارون دوست میشدم.
#افسون
دیدگاه ها (۱)

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

۳ پارتی

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۴وقتی رفتم خونه، نگاهی ب...

چند پارتی

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

رمان تو خود منی

Custom bride part : ۱۴

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

My lovely neighbor part : ۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط