{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم

یوکی : لعنتی اعصابمو خورد کرد وای چقدر گشنمه

(یوکی رفت سمت آشپزخونه و یه نودلی درست کرد و خورد.....چند ساعت گذشت)

یوکی : خوابم میاد تا پوستم خراب نشده برم بخوابم
(یوکی رفت و خوابید)

(فردا صبح)

(سوهو خسته اش شده بود چون مامانش صبح براش چند تا دختر آورده بود تا ببینشون)

دختر¹ : اعلاحضرت من برای شما مناسبم میتونیم باهم کلی خاطره بسازیم

دختر² : هرچقدر بخوای میتونم برای شما بچه بیاورم

دختر³ : من دیوانه وار عاشق شما هستم میتونیم باهم باشیم و زندگی خوبی داشته باشیم

دختر⁴ : هرچی که شما بگویید را انجام میدهم و هرکاری کنید هیچوقت نه نمی‌گویم

(سوهو که کلافه و خسته شده بود)

سوهو : خستم کردید همتون حرف های تکراری میزنید و من کسی رو می‌خوام که عشق واقعی رو از طرفش ببینم و شما چهار نفر هیچوقت دیگه برنگردید و شما رد شدید

(دختر ها با ناراحتی رفتن و سوهو بلند شد و رفت جای همیشگی اش و جای آروم و باد خنک و نسیم)

.............

یوکی :‌ بچه ها چرا نمی‌تونید یه کار خوبی انجام بدید می‌خواین منو بکشید وای اگه این ضرر و این کار درست نشد همتون اخراجید

کارمند¹ : خانم لطفاً بهمون توی دوروز وقت بده
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

دختر تنها {2}

و قلبم دوباره تپیدpart: 1. ...

Part 4

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

ستاره ی من(پارت 1)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط