{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت ۱۰]

[پارت ۱۰]
.
.
.
که این آرامش الهی لحظه ای جاش رو به درد داد
+آیی!
-...ببخشید بانو، موهات خیلی بهم ریختس، شانه کردنشون سخته...
خانم مسن بعد از گفتن این دوباره شانه رو توی موهای ا/ت کشید و ا/ت دوباره جیغ زد
+درد دارههههه! عررررر
-..بانو یکم تحمل کنین
+زنیکه درد دارههه چجوری تحمللللل کنممم
ا/ت خواست کمی کلنجار بره یا حداقل موهاش رو بگیره تا دردش نیاد
ولی تا خواست با دستش موهاش رو بگیره، دردی تیز و ناجور از زخم کف دستش به بدنش پیچید، انگار یه شوک برق از بدنش بگذره و باعث شد ا/ت توی خودش بپیچه، هرچه باشد، زخمش هنوز کامل خوب نشده، و همینطور پهلو اش هم بخاطر کشش ای که وقتی دستش رو دراز کرده بود ایجاد شده بود درد گرفته بود، ولی درد زخم دستش بیشتر حس میشد
+آیییی...
ا/ت زیر لب ناله کرد
-تقصیر خودتونه بانو. فقط کمی تحمل کنید
اون زن مسن گفت و همچنان موهای ا/ت رو شانه میزد
بعد از کلی درد کشیدن، (هم از موهاش هم از زخم هاش) بالاخره اون زن مسن شانه زدن موهای ا/ت رو تموم کرد و موهای ا/ت رو هی‌مه کات بست
خانم مسن و بقیه خدمتکار ها بدون هیچ حرف دیگه ای به سمت در رفتن
ا/ت سریع بلند شد و پشت سر اونا راه افتاد تا بره بیرون
ولی همچین که به در رسیدن
-بانو شما نمیتونین از اتاق خارج بشین
+چی؟ چرااا؟!
-این دستور عه که رییس دادن
قبل از اینکه ا/ت بتونه هیچ واکنش خاصی نشون بده در رو محکم بستن و قفل کردن
ا/ت به در کوبید
+بزارین بیام بیرون!
ا/ت کلی جیغ و هوار کشید، ولی انگار هیچ کس نمیشنوه، یا محل نمیده
وقتی خودش هم خسته شد، روی تخت نشست و به دستش که پانسمانی بود خیره شد
+...کاش حداقل میگفتن قراره تا کی من رو اینجا نگه دارن...
_______________________________
نظری؟ نصیحتی؟
بابت فراموش کاری عذر میخوام
دیدگاه ها (۳)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

ادامه سناریو

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

سناریو سو پارت اخر

پارت 2

سناریو هانما پارت اخر

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

ریاکشن پارت ۲

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط