{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو درخواستی از ران از ا.ت * ( هنتای)

سناریو درخواستی از ران از ا.ت * ( هنتای)
دوست دختر ران بودید که بخاطر یه سو تفاهم حسادت دعواتون میشه و کار به جدایی کشیده میشه *
میرین بیرون ک قدم بزنین ..بارون شدت میگیره انگار بارون غمتو حس کرده و اونم داشت همراه شما گریه میکرد ..
اشکات شروع میکنه به ریختن و به صفحه گوشی که عکس تو و ران رو پس زمینه بود خیره میشین و اروم گریه میکنین ..*
البته جداییتون بخاطر این دلیلم بود ک ران فقط به فکر بونتن و چیزا دیگست و اهمیتی بهتون نمیده*
وارد خونه میشین و میرین سمت اتاق تا وسایلتون رو جمع کنین * ( با ران زندگی میکردین )
وقتی وارد اتاق میشین و با صحنه ای ک میبینین شکه میشین*
ران رو تخت نشسته بود ..رو تخت یه لباس خواب و کلی گل رز ریخته بود *
ا.ت : ر..ران..چخبره اینجا ؟
ران : ا.ت..متوجه کارام شدم و..
ا.ت : و چی ران ؟ همش سرت تو بونتنه و غیر از اون همش سر چیزا چرت دعوامون میشه ..برو کنار میخوام برم خستم کردی
ران سریع میاد سمتت و دستتو میگیره و تو ران رو پس میزنی ولی ران شونتون رو محکم میگیره و ترس میوفته به جونتون*
ا.ت : ر..ران و..ولم کن چیکار میکنی ؟ * با ترس *
ران : فقط بزار جبران کنم برات ا.ت...

شروع هنتای 🔞 ( جنبه داری بخون )
ران ا.ت رو پرت میکنه رو تخت و روش خیمه میزنه و ا.ت سعی داره ران رو پس بزنه که ران با خشونت دستاشو میگیره و ا.ت بغضی تو چشمای جمع میشه *
ران : فرار نکن از من ا.ت..
ا.ت : ر..ران..
ران سریع شروع میکنه به بوسیدن لبای ا.ت و دستشو میبره زیر لباسش ..با یه حرکت لباس ا.ت رو پاره میکنه و ا.ت گونه هاش سرخ میشه*
ران : ا.ت..میدونم میخوای مخفی نکن
ا.ت : چیو ؟ ( خودشو میزنه به کوچه علی چپ )
ران : میخوای بت نشون بدم ؟
دستشو میبره سمت س/ینه ات و شروع میکنه به ما__لیدن *
ا.ت ناله ریزی سر میده و ران اونو محکم میبوسه ..ا.ت ک حواسش پرت شده بود ران سریع از فرصت استفاده میکنه و وارد ا.ت میکنه*
جیغ ا.ت بلند میشه و ران دستشو میگیره جلو دهنش*
ران شروع میکنه وحشیانه ت___لمبه زدن و ا.ت از درد و کمی لذت ناله میکرد *
ران : اوه ..میبینم یکی داره لذت میبره
ا.ت با صورت سرخ : خ..خفه..* لحن بچه گونه*
ران دستشو رو تمام نقاط اندام ا.ت میکشه و ا.ت لرزش کوچیکی بهش دست میده *
ران میره سمت گردن ا.ت و شروع میکنه کیس و مارک گذاشتن *
یکم ساعت بعد *
وقتی کارای خوب خوبشون تموم شد ا.ت با بی جونی میوفته رو تخت و ران اونو اروم بغل میکنه*
ران : بخشیدی منو پرنسس کوچولو ؟
ا.ت : فقط خفه شو
ران : منم دوست دارم عزیزم
و باهم خوابشون میبره*

( منی ک از پشت گوشی لبو شدم..)
( خوب دیه اولین سناریو هنتای بود و خوشت امد ک امد نیومد ک هم هیچی و یه‌ دورایکی بهم بدین هم بد نی )
دیدگاه ها (۴)

عه عکس پروف من و شوهرم..

وَ غَــ💔ـم دُوری تُــو باعــثِ خُونــ🩸ـریـزیِ قَلبَـم میشه (...

نکنه دارم بد میشم..؟ (: 💔اا..بیخیال..

P5 عروس فراری ریندو بلند میشه که حاضر بشه ا/ت هم رو تخت میشی...

سلامممم بلاخره یکی از درخواستی ها رو نوشتممممموانشات ران های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط