عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۵۹

تهیونگ زیر لبی معذرت خواهی کرد و تند سمت مین جی چرخید با ذوق نگاهش کرد و محکم گفت : باید همین شکل ویلا بگیریم نه
مین جی خندید و تند گفت : باید ؟ فکر کردم این تصمیم رو من می‌گریم
تهیونگ اخم کرد و کمی جدی نک دماغ مین جی را کشید مین جی لبش را گزید و تند گفت : منم از این کار خوشم میاد انجامش بدم .. بدون اجازه دادن حرف به تهیونگ فنجون خالی روی میز را برداشت و سمت تهیونگ گرفت تا سمت دماغش پرت کند ولی با داد تهیونگ ایستاد
تهیونگ: هیییی. صبر کن
مین جی دستش را روی دهانش گذاشت و خندید سپس فنجان را روی میز گذاشتو قهقهه وار خندید در نگاه تهیونگ قفل شد آن خنده های عاشقانه زنش .. نمی‌فهمید که چقدر عاشق این نگاه و زیبایی بود موهای دخترک که هر دقیقه از خنده بالا و پایین میشدن به شدت او را جذاب کرده بود
مین جی در نهایت کمی خجالت کشید از نگاه های سنگین شوهرش سپس خندش را جمع کرد تند گفت : من میرم به میون‌شی کمک کنم
سپس تند بلند شد و سمت آشپزخونه رفت مردی هنوزم زل زده بود به رفتن همسرش.. آن روز روی سفره خانواده پارک همه جمع شده بودن .. با خوشحالی و آرامش گرمی آن خونه یه چیزیه دیگری بود بوی خوشبختی میداد احساس آرامش میداد و از همه مهم تر این همین زندگی بود که آن ها لیاقتشون رو داشت

دست یک فرد دوقطبی‌ در دست یک دختر لجباز/ دست یک دختر ترسو در دست شاهزاده سوار بر اسب سفید این همون پایانی بود که همه می‌خوان
دیدگاه ها (۳)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۰مین جی آروم کنار در ایستاد سپس گو...

سلام 🫡 حالتون چطوره خفنا می‌دونم دلتنگی داشتیم با هم دیگه ( ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۸تهیونگ گل زرد رنگ را سمت میون‌شی ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۸تهیونگ گل زرد رنگ را سمت میون‌شی ...

مین جی عمیق نگاهش کرد و آروم گفت : تهیونگ ؟ از کس دوقطبی شدی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۰در خسوف شادی های از دست رفتهایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط