پیرمردی کنار یک دبیرستان خانه ای خرید یکی دو هفته اول در
پیرمردی کنار یک دبیرستان خانه ای خرید یکی دو هفته اول در آرامش بود اما بعد از مدتی هر روز بعد از تعطیلی مدرسه 3پسر از آنجا رد می شدند و با پا به آشغال نوشابه،شیشه و چیزهای دیگر لگد میزدند و مسیرشان را طی می کردند صدا برای پیرمرد آزار دهنده بود بعد از مدتی فکری به سرش زد یک روز هنگام تعطیلی مدرسه نزدیک پسرها رفت و به آنهاگفت چقدر از کارشان لذت می برد و به یاد جوانی خودش میافتد،بعد گفت اگر این کار را هر روز انجام دهند روزی1000تومن به آنها میدهد پسرها خوشحال با شور و شوق هر روز این کار را تکرار میکردند روزی پیرمرد پیش آنها آمد و گفت در حساب بازنشستگیش مشکلی پیش آمده و در فقط روزی 100تومن می تواند پرداخت کند پسران ناراحت شدند و گفتند اگر پیرمرد فکر میکند با روزی 100تومن آنها را ودار به این کار میکند کور خوانده است از آن به بعد زمان تعطیلی دبیرستان هیچ کس به آشغالها لگد نمیزد و سرو صدایی ایجاد نمیشد پیرمرد آرامش از دست رفته اش را دوباره پیدا کرد
- ۷۰۷
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط