{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Part179

#Part179
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

با تموم شدن حرف سام برگشت سمتم و اشکی که رو گونم بود رو خم شد و بوسید

_ به خاطر هر کس و ناکسی اشکت رو نبینم شیرینم، نمیدونی هر قطره اشکت عمر منه
چرا عشق این مرد انقدر خالصه چرا نمیتونم تو وجودم تو ذهنم پسش بزنم چرا من دارم هر روز درگیر و در گیر تر میشم
ولی نه نباید کور کورانه تصمیم بگیرم نباید حسی که داره تو وجودم شکل میگیره کورم کنه
داشت خم میشد سمت لبام که دستم رو آروم روی سینه های عضلانیش گذاشتم
+ سام یه هفته دیگه امتحاناتم تموم میشه بذار برگردم شهرستان و قشنگ فکر کنم تا...
نمیدونم چی شد که خفه شدم لبای داغش تسخیرم کرد نمیدونم چی شد که کل بدنم خواست همراهیش کنم
نفهمیدم چی شد که کم کم حس کردم نفسم داره میره لباش شیرین بود یه شیرینی که دلم رو نمیزد

اصلاً گور بابای فکر کردن اصلاً بیخیال هرچی منطق و فکر!
من این مرد رو میخوام تمام!
این همون آدمی هست که ایده آل منه
دروغ بگم؟
نه من عاشقش شدم و خلاص!
یک کلام عاشقش شدم
چطور عشق تو یه نگاه میشه ولی عشق تو دو هفته نمیشه؟

اصلاً به درک هر بلایی که سرم آورده
لبم رو گاز خفیفی گرفت و ازم دور شد
هر دو نفس نفس میزدیم
بازم خفم کرد
هم مغزم رو هم دهنم رو خفه کرد فقط قلبم بود که با بوسه هاش کل بدنم رو تسخیر کرد
از دست خودم داشتم حرص میخوردم که جلوش وا میدم که همراهیش میکنم
تازه دوباره مغزم به کار افتاد
من خیلی چیزها در مورد این مرد نمیدونم
نمونش همین دختری که الان دیدم
دیدگاه ها (۱)

#Part180#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 به خاطر ضعفی که تو...

#Part181#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 عین وحشیا تو اتوبا...

#Part178#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 بهش که دقت کردم دی...

#Part177#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 انقدر کلفه و سر در...

بابایی جونم...اجازه میدی من فدای لبخندت بشم؟من اولین باری که...

اینکه می‌بینید من این اخر هفته نبودم به خاطر این ریاضی گوههه...

خفه شو بابا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط