{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو پارک بود با دوستاش ........ به اطراف نگا کرد .........

تو پارک بود با دوستاش ........ به اطراف نگا کرد .......... نگاش از یه چیزی رد شد ...........

ولی سریع برگشت......... پسر بود با لبای صورتی....... یه غریبه با رژ پاک شده

دست پسر بود رو کمر غریبه...... دست غریبه بود رو شونه پسر....... یه قدم رفت عقب با چشم پر شده از اشک........

هیشکی نفهمید..... قدم دوم....... اشکاش ریخت...... قدم سوم...... دوستاش می پرسن چیشده....

قدم چارم...... از جوب رد شد........ قدم پنجم....... صدای ماشین از پشت میومد..... قدم ششم......

نگاه پسر افتاد بش......قدم هفتم ........دست پسر با تعجب از کمر غریبه افتاد..... قدم هشتم......

پسر دوید طرفش.... قدم نهم ..... صدای مواظب باش پسر..... وقدم دهم .....بـوق ماشین
دیدگاه ها (۲)

☜اَخــلاقَـم اینطــوریــه☞✔️تــا جایــی بـاهـات راه مــیام ✖...

پسر: حوصلم‍ـ سر رفته‍ـ :(دختر: از چ‍ـے ؟؟پسر: از #دوس‍ـ.بودن...

✘مُـــــــــــــــد ✘شُــده میگـن☜دارا ☞بـاش ♥ســـــــــــــ...

آتیشی که از بارون شروع شدprt7ویوی ا. توقتی از فروشگاه بیرون ...

spanish girl:5۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط