{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

dangers love pt

dangers love (pt 18)
تهیونگ هم میخواست از رختکن بره بیرون که جونگکوک دستشو گرفت و چسبوندش به یکی از کمد ها.
+خب بچه جون ما یه کار ناتموم داشتیم،یادته؟
_چـ-چه کاری؟من که یادم نیست!
+خب،میخوای یادت بیارم؟
_هر طور که دوست دارید قربان!
+امممممم
جونگکوک دستش رو برد پایین تر و بدن تهیونگ رو حس میکرد.
_ر-رئیس؟!
+رئیس؟ بهت گفتم بهم چی بگی؟ گفتم بگو ددی
_و-ولی الان ما شرکتیم!
+خب کسی که اینجا نیست،سریع باش بگو
_....
+اوم باش پس مجازات میشی
جونگکوک قلق تهیونگ رو بلد بود،دیک! با لمس هایی تحریک آمیزی دیک تهیونگ رو تکون میداد.
_آههههه-بسههههه
+هنوز نگفتی
_آههههههه-باش-ددییییییی
جونگکوک سرشو اورد بالا و نگاهی به تهیونگ انداخت.
_جونگکوک!
جونگکوک شروع به بوسیدن تهیونگ کرد.
«در این حین جیمین»
•وای من باید برم کلوپ یونگی همین الان!
وقتی که جیمین رسید به کلوپ یونگی رو دید در ســــــ☆ــکسی ترین حالت!
جیمین آب دهانش رو هرچقدر قورت میداد بازم سرازیر میشد و از بین این همه آدم فقط یونگی رو میدید!
~اوه،اینجارو باش نینی اومده!
•اومدم درمورد اون شب حرف بزنم
~کدوم شب؟
•خودتو نزن به اون راه
~باش،چی میخوای بگی؟
•اومدم بگم دیگه تکرارش نکنیم
~اوم،مگه من مجبورت کردم؟ تو خودت انجامش دادی حالا من خطاکارم؟
•آره تو منو مجبور کردی
~چی داری بلغور میکنی؟
•تاحالا کسی بامن اون قدر مهربون احساسی صحبت نکرده بود،فقط سختی دیدم
~اوم،مثلا چی کشیدی؟
•تجاوز دو نفر به صورت آشکار به من،به اندازه کافی بد نیست؟
~آه
•فکر کنم توهم مثلا اونایی،پس باید ازت دوری کنم
~من؟ اگه میخواستم اینکارو کنم،مخفیانه باهات عشق بازی نمیکردم میبرم روی صحن لختت رو به همه نشون میدادم
•اوم،تاحالا برای چند نفر اینکارو کردی؟
~تمومش کن
•چیه؟ نمیخوای درمورد اون شب حرف بزنی؟
~نه نمیخوام حرف بزنم ولی میخوام دوباره حسش کنم!
•اوم-نــ-نه
~هه،حرف الانته
جیمین درحال رفتن بود که یونگی با صدایی بلند به جیمین چیزایی گفت.
~ولی بدون من مثل اونا نیستم
جیمین با بغضی شدید که چرا دوباره اون تجاوز های بدوم به یاد اورده دوید به سمت خونه.
~آآه،بیچاره
«شرکت»
تهیونگ تازه تونسته بود از دست جونگکوک فرار کنه و بره توی دفتر خودش.
_آه،جونگکوک چه علاقه‌ای به من داره؟ خیلی چرته،اون مثل یه شاهزاده خوشتیپ و سکسیه ولی من فقیر و تحریک کننده‌ام همین. من درحد اون نیستم پس باید درمقابل احساساتم خودمو کنترل کنم.
تهیونگ در حال فکر کردن به احساساتش بود که یهو جیمین از در اومد داخل با صورتی سرخ و بغضی خفیف.
_جیمین چت شده؟
•با یونگی حرف زدم
_اینکه خوبه!
•نه خوب نیست اون منو یاد اون عوضی های قبلی میندازه
_پوف،جیمین یونگی آدم خوبیه
•خودشم اینطوری گفت
_خب وقتی داره بهت نزدیک میشه چرا جلوشو میگیری؟
•مشکل اون نیست منم
_چی؟
•هیچی ولش میتونی به یکی بگی برام آب بیاره؟
_آره بشین الان میگم!


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷۳)

dangers love (pt 17)•هیچی بابا،باشهتهیونگ سرشو اورد نزدیک ت...

dangers love (pt 16)هی تهیونگ،رئیس جئون گفته بری دفترش_مـ-م...

dangers love (pt 11)آهیون تا شب خونه پدرومادر اش بود. تصمیم...

dangers love (pt 7)^برو و تهیونگ رو ببوس. +هی! ^خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط