{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♡My goddess⁦♡

♡My goddess⁦♡
part ۴


ات: کی...کیه
که در کامل باز شد و تو رو به روت پسری رو دیدی که چند ساعت پیش آورده بودتت
ات: چه اتفاقی داره میوفته -تو دلت
ات: ب..برو بیرون
در رو بستو قفل کرد و بدون حرفی چند قدمی بهت نزدیک شد
ات: گفتم برو...
هیوجین: هیششش....
و بهت حمله ور شد و تو جز جیغ و داد و گریه نمیتونستی خودتو نجات بدی چون بدنت کاملا قفله اون شده بود و....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تقریبا ساعت ۷ صبح بود و اون لباسشو پوشید و رفت بیرون و تو غرق درد دلت بودی که بخاطر از دست دادن دخترونگیت بود قدرت انجام دادن کاریو نداشتی، داشتی گریه میکردی که همون طوری خوابت برد و ساعتای ۱۱ بیدار شدی و دیدی هیچی از دردت کم نشده و تنها کاری که به سرت میزد این بود که بری دوش بگیری پس بلند شدی و رفتی تو حمومی که داخل اتاقت بود، نگاهت افتاد به اینه ی تو حموم که متوجه شدی قسمتی از لبت پاره شده دوباره بغضت گرفت ولی سعی کردی بهش فک نکنی، بعد یه ربع از حموم اومدی بیرون و ساکتو باز کردیو لباس مورد نظرتو پوشیدی که چشمت افتاد به تخت ملافه ی ابریشمی ای که خونه دیشبت رو جذب کرده بود، تمام کابوسای دیشب دوباره اومد جلو چشمت
ات: باورم نمیشه که الان زندگیم از قبل هم داغون تر شده -بغض
سعی کردی یطوری همه چیزو مرتب کنی که خدمتکار دره اتاقو زد، هول شدی و مونده بودی با خونی که ملافه رو رنگی کرده چیکار کنی....
خدمتکار: خانم بیدارید؟
ات: آ..‌آره...
خدمتکار: پس میام داخل
ات: اوهوم...
خدمتکار: صبحتون بخیر خانم میتونید بیاید پایین تا صبحونتون رو بخورید
ات: م..من اشتها ندارم
خدمتکار: ولی خانم اگر غذا نخورید آقای هوانگ عصبانی میشن ات: دستتو مشت کردی-
ات: خیله خب...فقط...
خدمتکار: بله...چیزی شده؟
ات: م..من نمیدونم با این ملافه چیکار کنم...آخه...
خدمتکار متوجه ی حرفت شد
خدمتکار: بله بله خانم متوجه ام شما لازم نیست زحمت بکشید من اینو عوض میکنم شما برید پایین
سری تکون دادی و رفتی پایین که میز بزرگی رو دیدی که قسمتی ازش برای تو به عنوان صبحونه آماده شده بود

شرایط: ۳۰ لایک ۱۵ کامنت:(🫂
دیدگاه ها (۲۷)

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

وقتی بهت سیلی میزنه پارت ۱ با کوک رفته بودین مهمونی خانوادگی...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت6صدای تیر می...

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

......//برده ی زیبا//......

#سناریو : وقتی جلو شون بابا کرم می رقصی 😂نامجون: پشماش ریخته...

وقتی مریض بودی ولی …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط