زخمی دردی عجیبم میروم مرهم کنم
زخمی دردی عجیبم میروم مرهم کنم
یا اگر شد روی غم را در حضورت کم کنم
گرد وخاک کوچه هارا با نگاهم شسته ام
صبح روشن را به چشمم مملواز شبنم کنم
دیدم امشب در نگاهت پشت این تور بلند
دردسرهایی که باید با دلم همدم کنم
ناله میخیزد ز موجم من هوایی گشته ام
حیف من باید هوارا صرف نامحرم کنم
ایکه با دیدار خود مشکل پسندم می کنی
کرده ای کاری که پیش مه رخان سرخم کنم
من که از بام نگاه آن حوا افتاده ام
میروم تا بار دیگر خویش را آدم کنم
ف.عباسی
یا اگر شد روی غم را در حضورت کم کنم
گرد وخاک کوچه هارا با نگاهم شسته ام
صبح روشن را به چشمم مملواز شبنم کنم
دیدم امشب در نگاهت پشت این تور بلند
دردسرهایی که باید با دلم همدم کنم
ناله میخیزد ز موجم من هوایی گشته ام
حیف من باید هوارا صرف نامحرم کنم
ایکه با دیدار خود مشکل پسندم می کنی
کرده ای کاری که پیش مه رخان سرخم کنم
من که از بام نگاه آن حوا افتاده ام
میروم تا بار دیگر خویش را آدم کنم
ف.عباسی
- ۱.۸k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط