{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁹⁷

_هیش گریه نکن بچه من دیگه اونکارو باهات نمیکنم خب دیگه اذیتت نمیکنم

+دروغ میگی(گریه)

_نه دروغ نمیگم قول میدم

یهو دستشو بالا اورد و ناخن کوچیکش رو جلوم گرفت تا بهش قول بدم
دقیقا شبیه ی بچه چهار ساله شده بود

نوک بینیش و لپاش سرخ شده بود
اون چشای درشتشم اشکی بود

خنده‌ی کوچیکی سر دادم و انگشتم رو بالا اوردم و بهش قول دادم

_من میرم واست غذا بیارم همینجا بمون

سری تکون داد که رفتم پایین و غذایی که آجوما از قبل اماده کرده بود رو برداشتم و بردم بالا توی اتاق خودم

با ورودم به اتاق سرشو بالا اورد و زل زد بهم

نشستم کنارش و سینی غذا رو گذاشتم روی پاهای خودم و کمکش کردم تا بشینه

خواستم قاشق رو دهنش بزارم که گفت

+خودم میتونم بخورم

و قاشقو ازم گرفت و شروع به خوردن کرد
همینجور زل زده بودم به غذا خوردنش که رو بهم گفت

+توهم میخوای؟

_اره

خواست قاشقشو بده دستم که دهنمو باز کردم
خودش منظورمو فهمید و قاشق رو پر کرد و اومد جلو
واسه اینکه اذیت نشه خودمو جلو دادم
صورتامون دقیقا مقابل هم بود قاشقو دهنم گذاشت

فک کردم بعد دادن غذا میره عقب اما همینجور خشکش زده بود و نگاهم میکرد
یهو چشاش پر اشک شد
تعجب کردم که چرا یهو اینطوری شد

_چیزی شده؟
چرا بغض کردی؟

+چیزی نیست

_بگو چی شده(جدی)

+فقط داشتم به این فکر میکردم که...

_که چی هوم؟

+که چیمیشد دوسم داشتی!(سرشو میندازه پایین)

با حرفش لرزشی به تنم افتاد
نمیدونستم باید چی بگم و همینطور نمیتونسنم بهمش بگم که چقدر دوسش دارم

خواست چیزی بگه که در با ضرب باز شد
و چهره عصبی تهیونگ نمایان شد
به قدری عصبی بود که صورتش قرمز شد

جلو اومد و از یقه گرفتم و بلندم کردو مشتی هواله صورتم کرد...
دیدگاه ها (۳۲)

بانوم حمایت شه💅🏻@bts.army.fic

سکوت پیستPart:⁹⁶کنار مری نشستم و دستای بی جون و یخش رو توی د...

دختر فیک نویسمون حمایت شه🐣💛@cho_miyeon

Stubborn roommatepart6ویو لینداخیلی اروم گفتم ولی شنید+جذاب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط