{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشق بود

و عشق بود،
آن حسِ مغشوشی
که در تاریکی
ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد
در انبوه سوزانِ
نفس ها و تپش ها
و تبسم هاے دزدانه
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

درک کردن ، همان آسیب دیدن است . از آنجا که حَقیقت بسیار بی ر...

با من حرف بزن ...من تنها تنهایی هستمکه جز توکسی‌ نمی تواند ش...

😄

😘 😍 اوووفففف

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

آهاااااایییی هواااااااررررر پارت جدیددددد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط