{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشق بود،

و عشق بود،
آن حسِ مغشوشی
که در تاریکی
ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد
در انبوه سوزانِ
نفس ها و تپش ها
و تبسم هاے دزدانه
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

درک کردن ، همان آسیب دیدن است . از آنجا که حَقیقت بسیار بی ر...

با من حرف بزن ...من تنها تنهایی هستمکه جز توکسی‌ نمی تواند ش...

😄

😘 😍 اوووفففف

تکاپو پارت ۶۵:در میان کلمات گمشده... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍شب، با تمام س...

پارت نهم پرنسسی از جنس ابر اتاقِ می‌می با آن ذره‌های درخشان ...

در وادی ِعشق و احساس دلم #تـღـو ↬ را می‌خواهدهر شب رو به آسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط