{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part ⁴³
آیلا: اینا هم خوبن نظرت چیه ؟
ایبیکه: اره خوبه نظرت چیه برک خوبه ؟
برک: اره خوبه
ایبیکه : پس همینو میخریم
نباحت: نظرت چیه دخترم؟
آسیه: خوبه
عاکف: خب پس همینو میخریم
دوروک: باشه
شب
سوزان در رو باز می‌کنه
سوزان: سلام بفرمایید
شنگول : ممنون
شنگول دستشو میگیره جلوی هاریکا تا ببوسه ، هاریکا باهاش دست میده
شنگول:😒
اولجان دست سوزان رو میبوسه
هاریکا :خب نمی خواید زمان عروسی رو مشخص کنید ؟
سوزان: دخترم اول تو و اولجان باید حرفاتونو بزنید
هاریکا: مامان جون ما حرفامونو زدیم که گفتم بیان خواستگاری
شنگول : 😐😒
سوزان: باشه پس زمان عروسی باشه برای دو هفته دیگه
اولجان:ایووللل همینه (داد می‌زنه)
شنگول پاشو میزاره روی پای اولجان
اولجان:اخخخ
شنگول : خفه شو
ایبیکه:😂
اولجان: زهر مار
اورهان:ععع زشته خجالت بکشید بس کنید
یه هفته بعد
دوروک: آروم باش پسر
برک:نمیتونم باورت نمیشه دوروک چقد خوشحالم دارم بال در میارم از خوشحالی
دوروک:می‌دونم رفیق مگه میشه ندونم چند روز دیگه هم عروسی منه ها
آسیه: ایبیکه دوروک پیام داد با برک جلوی در هستن
ایبیکه : آسیه خیلی خوشحالم
آسیه: می‌دونم می‌دونم حالا زود باش
ایبیکه:واای هولم نکن استرس میگیرم
اولجان: پسر عمو ببین خواهرم چقد خوشگل شده اما به واندرفولم نمی‌رسه
عمر : دختر عموی منه دیگه پس چی ارن ها همشون خوشتیپ هستن راستی واندرفولت کجاست ؟
اولجان: تو راهه
هاریکا اومد
عمر:یا خدا این هاریکاست؟این چه قیافه اییه ؟
هاریکا:چیه ؟ چتونه ؟ مگه جن دیدید ؟
اولجان: عشقم این چه قیافه اییه ؟
هاریکا :آها چیزی نیست تازگی یه ارایشگر جدید پیدا کردم کارش عالیه
عمر :رسماً ریده تو قیافت
هاریکا: خفه شو
اولجان: عشقم بیا بریم این ارایشو پاک کن
هاریکا: اولجان کلی پول براش دادم
دیدگاه ها (۰)

نام اثر: وقتی کراشمو میبینم

از خنده جر میخوری رمانشو بخونی خیلی باحاله

هلو دوستان اینجا رمان عشق تا اخر عمر را میزاریم رمان درباره ...

#خواهران_برادران #اسدور #ایبر #سوسعم #کادمل #تولجم #اسیه #دو...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³                                  کوک با لبخند مشکوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط