{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگم

دلتنگم
دیگر هیچ چیز آرامم نمیکند
نه موسیقی
نه کتاب
و نه شعرهایم

دلم تو را می خواهد
یک شانه ی مردانه
که تحمل هق هق
گریه هایم را داشته باشد

دلم نگاه تو را میخواهد
تا دقایقی غرق بشوم
در عمق نگاه عاشقانه ات

دلم گرمای آغوشت را میخواهد
تا رها کنم
تمام وجود سرد و بی روحم را

دلم صدای تو را میخواهد
تا نامم را بیاوری
من هربار برایت بمیرم

دلم لبانت را میخواهد
تا تلخی روزگار را
با قند لبانت شیرین کنم
دیدگاه ها (۳)

ﺗــــــــﻮﮐـــــﻨــﺎﺭﻡ ﺑـــﺎﺵ ...ﻣـــــﻦ ،ﺗﻤـــﺂﻡ ﺷــﺐ ﻫـــﺎ...

نیمه ی شعبان گل نرگس شکفت چلچله از شادمانی شب نخفت آبشار یک ...

فنا شده ام در توآنجایی که هیچ نشانےاز من نیستدرکوچہ پس کوچہ ...

جهـــانم تـــــویے چناڹدورٺ مے گردم ڪہ هیچڪس بہ ایڹ زیبایے ج...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط