{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

وقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی

هیونگ لاین

نامجون:

دلت درد میکرد و اونم سعی میکرد آرومت کنه و برات مسکن اورد.

جین :

وقتی دلت درد میکرد به مامانش گفت برات دمنوش درست کنه و با حرف هایی که بهت میزد آرومت میکرد.

هوپی :

برات کیسه آب گرم اورده و مدام بهت میگه اگه اینجا راحت نیستی برگردید خونه و اونجا یکم استراحت کنید اما تو اصرار کردی که بازم اونجا باشید.

یونگی:

کمرت تیر میکشید و درد میکرد اونم تا متوجه شد قضیه از چه قراره به مامانو باباش گفت که تورو میبره طبقه بالا تا استراحت کنی.
دیدگاه ها (۲)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟔بادیگارد ماشین رو اورد جیمین در ماشین رو باز کرد تا نی...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط