سناریو
سناریو
وقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی
هیونگ لاین
نامجون:
دلت درد میکرد و اونم سعی میکرد آرومت کنه و برات مسکن اورد.
جین :
وقتی دلت درد میکرد به مامانش گفت برات دمنوش درست کنه و با حرف هایی که بهت میزد آرومت میکرد.
هوپی :
برات کیسه آب گرم اورده و مدام بهت میگه اگه اینجا راحت نیستی برگردید خونه و اونجا یکم استراحت کنید اما تو اصرار کردی که بازم اونجا باشید.
یونگی:
کمرت تیر میکشید و درد میکرد اونم تا متوجه شد قضیه از چه قراره به مامانو باباش گفت که تورو میبره طبقه بالا تا استراحت کنی.
وقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی
هیونگ لاین
نامجون:
دلت درد میکرد و اونم سعی میکرد آرومت کنه و برات مسکن اورد.
جین :
وقتی دلت درد میکرد به مامانش گفت برات دمنوش درست کنه و با حرف هایی که بهت میزد آرومت میکرد.
هوپی :
برات کیسه آب گرم اورده و مدام بهت میگه اگه اینجا راحت نیستی برگردید خونه و اونجا یکم استراحت کنید اما تو اصرار کردی که بازم اونجا باشید.
یونگی:
کمرت تیر میکشید و درد میکرد اونم تا متوجه شد قضیه از چه قراره به مامانو باباش گفت که تورو میبره طبقه بالا تا استراحت کنی.
- ۱۱۹
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط