{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوانمت...

میخوانمت...
به طعم بوسه های باران
بر حریر آبی عشق

و نقش میزنم نگاهت را
بر تندیس بیقرار دل...

هر صبح...
رویای شبانه ام لطافت واژگان توست
که میبارد بر شروع فصلهای تنهایی...

که شاید آسمان سهم مرا بیدار باران کند
در حوالی چشمهای آشنایت...

شاید کمی مرا نیز بخوانی
به لطافت باران عشق...
دیدگاه ها (۱۲)

برمی خیزماز پشت پلکهای خواب آلوده ام به روزنه صبح سلام میکنم...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشمب...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شومدردهایت را بگو بگذار تسکینت...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط